الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


«پیش گویی از شهادت امام حسین (ع)»

«خبر شهادت امام حسین (ع) به موسی(ع)»

صریحی گفته است:

روایت شده که روزی موسی (ع) راه می پیمود «یوشع بن نون» نیز همراهش بود.چون به سرزمین کربلا آمد کفش او پاره و بند آن گسسته شد و در پاهایش خار رفت و خون آمد.گفت: خداوندا! از من چه سر زده است؟ خداوند به او وحی کرد:حسین(ع) در همینجا کشته می شود،خون تو برای همراهی با خون او ایجا ریخته می شود. پرسید:پروردگارا !حسین کیست؟ گفتند او نوادهٔ محمد مصطفی(ص) و فرزند علی مرتضی(ع) است.گفت:قاتلش چه کسی خواهد بود؟گفته شد او لعن شده ماهیان دریا و حیوانات صحرا و پرندگان هواست.موسی دستانش را بلند کرد و یزید را لعنت و نفرین کرد.«یوشع بن نون»هم آمین گفت ودر پی کار خویش رهسپار شد...

((منتخب مقاتل – گرد آورنده  حسن زاهدی حق- ص 61))

«تهیه و تنظیم عبدالحسین میهن پرست»

 

 

« پیشگویی فرشتگان از شهادت امام حسین(ع) »

به گفته مجلسی :

صاحب «الدارلثمین» در تفصیر آیهٔ(فَتَلَقَّی آٰدَ مُ مِن رَّبَّهِ کَلِمَاتٍ) در باره کلماتی که خداوند به آدم آموخت روایت کرده است که آدم(ع) بدنه عرش الهی و نام های پیامبران و امامان(ع) را دید.جبرئیل به او تلقین کرد که بگو ای خدای حمید به حق محمد(ص) ای خدای والا به حق علی (ع) ای خدای شکافنده به حق فاطمه(س)،ای خدای محسن به حق حسن(ع) و حسین (ع) که احسان از سوی توست.چون نام حسین(ع) آورد،اشکهایش جاری شد و دلش خاشع شد و گفت: برادرم جبرئیل!چرا به یاد پنجمین نفر دلم می شکند و اشکم جاری می شود؟جبرئیل گفت: این فرزندت مصیبتی خواهد دید که همه مصیبتها پیش او کوچک است.گفت:چیست آن برادرم؟ گفت: تشنه و غریب،یکه و تنها و بی یار و یاور کشته می شود . ای آدم!کاش او را می دیدی که می گوید وای از تشنگی و کمی یاوران،تا آنکه تشنگی همچون دودی میان او و آسمان فاصله می افکند جز با شمشیر ها ومرگ ها جوابش نمی دهند.او مثل گوسفند،از پشت گردن ذبح می شود،دشمنان وسایل او را به غارت می برند،سر او ویارانش را در شهرها می گردانند،در حالی که زنان همراه آن سرها یند.در عالم خدای منان چنین مقدر شده است. آدم و جبرئیل،همچون مادر داغ دیده گریستند...


((خبر شهادت امام حسین (ع) به پیامبر(ص) ))

مسور بن مخرمه گوید:چون دو سال تمام از تولد حسین (ع)گذشت،پیامبر(ص) به یک سفر رفت. در میانه راه ایستاد و «انا اللّٰه و انا الیه راجعون» گفت و چشمانش اشکبار شد. علتش را پرسیدند،فرمود:اینک این جبرئیل است که به من خبر می دهد از زمینی بر کرانه فرات به نام کربلا که فرزندم حسین(ع)پسر فاطمه(س) در آنجا کشته خواهد شد. گفتند یا رسول اللّٰه (ص) چه کسی او را می کشد؟ فرمود: مردی به نام یزید.خدا هرگز خسته اش نسازد. گویا محل شهادت و دفن او را در آن زمین می بینم. در حالی که سر او را هدیه می برند به خدا سوگند!هیچ کس نیست که به سر فرزندم حسین(ع) بنگرد و خوشحال شود،مگذ آنکه خداوند، دل و زبان او را باهم مخالف می کند.

گوید: پیامبر (ص) از آن سفر اندوهگین برگشت، به منبر رفت و خطبه خواند و موعظه کرد، در حالی که حسن و حسین(ع) مقابل او بودند. پس از پایان خطبه، دست راست خود را بر سر امام حسن و دست چپ را روی سر امام حسین نهاد،سر به سوی آسمان نهاد و عرضه داشت:خدایا!من محمد(ص) بندهٔ تو و پیامبر توأم، اینها هم، پاکان دودمانم و بهترین ذریّه و تبار من هستند و کسانی اند در تبار امتم بر جا می گذارم .

خدایا! جبرئیل به من خبر داده که این فرزندم را می کشند و دست از یاریش می کِشند خدایا! شهادت را بر او مبارک گردان و او را از سروران شهدا قرار بده. همانا بر هر چیز توانایی. خداوندا! قاتل  و واگذار او را خسته مگردان.

گوید: مردم در مسجد گریه بلند کردند. پیامبر(ص) فرمود: آیا گریه می کنید و یاریش نمی کنید؟ خدایا! خودت پشتیبان و یاورش باش.

ابن عباس گوید: سپس برگشت، با چهرهای دگرگون و سرخ رنگ. خطبه رسا و کوتاهی خواند،در حالی که چشمانش پراز اشک بود . سپس فرمود: ای مردم! من دو وزنه سنگین میان شما نهادم کتاب خدا و عترت خودم ونسل خویش و آرام بخش مرگم و میوه وجودم. از هم جدا نخواهد شد تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. آگاه باشید که در این مورد از شما نخواهم پرسید، مگر آنچه را خدا فرمانم داده که ار شما بپرسم، یعنی مودت در باره خویشاوندانم. بنگرید! مبادا فردا کنار حوض، مرا در حالی دیدار کنید که عترت مرا به خشم آورده و به آنان ستم کرده باشید!

 

((منتخب مقاتل- گرد آورنده حسن زاهدی حق-ص66))

 

«گرد آورنده: عبدالحسین میهن پرست»                 التماس دعا

 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات