الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


ص-1

تهاجم فرهنگی چیست و چگونه باید با آن مقابله کنیم؟

از فرهنگ و تعارف گوناگونی شده است تا جایی که عنوان می شود برای فرهنگ 250 تعریف وجود دارد اما آنچه در بارهٔ فرهنگ مسلم است این است که اصول و بنیان های هویت و شخصیت هر فرد، جامعه و ملتی را فرهنگ جامه و فرد می سازد و همین شاخصهٔ موجود در فرهنگ است که باعث شده است از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد افراد و گروه ها استفاده شود.

در این میان کشورهای استعمارگر که همواره به دنبال تسلط و تسخیر جهان هستند نیز این امر را در یافته اند، تا زمانی که مردم یک سر زمین با ارزشها و باورهای آنها همسو نباشند حتی اگر تمام خاک یک سرزمین به تصرف خود در آورده باشند باز هم نمی توانند تسلط خود را برای همیشه بر آن سرزمین تثبیت کنند. نکتهٔ مقابل این قضیه را نیز مقام معظم رهبری(مدظله عالی) بیان می کنند: استقلال یک ملت جز با استقلال فرهنگی تأمین نمی گردد اگر یک ملت از لحاظ سیاسی تحت تأثیر قدرت های بزرگ نباشد و از لحاظ اقتصادی هم به خود کفایی کامل برسد اما فرهنگ و اخلاق و عقاید و باورهای دشمنان و بیگانگان در میان این ملت رواج داشته باشد و رشد کند این ملت نمی تواند ادعای استقلال کند.

از طرف دیگر در تهاجم نظامی نه تنها مهاجم متحمل هزینه های گزاف و سنگینی می شود بلکه در تهاجم نظامی تنها بخشی از مرزها و سرزمین های مجاور در تیررس دشمن قرار می گیرد اما در تهاجم فرهنگی نه تنها ثمرات و نتایج تهاجم بیشتر است و هزینه های آن نیز کمتر است بلکه سلاح های آن نیز تا عمق خانه ها پیش می رود و ذهن و قلب انسان را نشانه می گیرد.

نکتهٔ بسیار جالبتر در تهاجم فرهنگی این است که چون دشمن از راه غفلت و عدم آگاهی مهاجم وارد می شود به مرور زمان فردی که مورد حمله قرار گرفته است به جای اینکه به دفاع از خود در مقابل این تهاجم بپردازد به مرور زمان به سربازی برای مهاجم تبدیل می شود.

حالا کمی به خودمان نگاه کنیم و اعمال و رفتارهایمان را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم متوجه می شویم ما نیز نا خواسته و از سر غفلت و عدم آگاهی در دام این تهاجمات گرفتار شده ایم. برای مثال همین باربی جان عزیز را در نظر بگیرید که امروزه تصاویر وی و دوستان ناقلایش از کوچک ترین چیزها مثل برچسب دفتر و کتابها بگیریم تا طرح برای پتوو رو تختی های بچه ها حضور فعال دارند. بر چسب ها و پتوهایی که نه اوباما و خانم هیلاری کلینتون به ما مستقیماً پیشنهاد داده اند یا برایمان فرستاده اند و نه اسرائیل با کلاهک های هسته ای اش به داخل خانه های ما پرتاب کرده اند بلکه زنجیره های نا مرئی از برنامه ریزی ها و عوامل دست اندر کاران آنها در نهایت عامل اصلی کننده کار من و شمای نوعی بوده ایم(مثل شیطان که فقط وسوسه می کند اما ما ایم که اجابت می کنبم) و در حالی که نمی دانیم معنا و مضمون این دختر خانم لاغر اندام چیست؟ دختر خانمی که در بلند مدت به الگو و ملکهٔ ذهنی برای بچه ها و فرزندان ما تبدیل می شوند و در واقع مایی که در رفتار هایمان ظاهر را بر باطن ترجیح داده ایم و ندانسته عمل کرده ایم این الگو سازی و تغییر ذائقه فرزندانمان شده ایم در حالی که به قول امام علی(ع) اگر ما در سنگرمان خوابیم دشمن بیدار است و از همین غفلتهای ماست که وارد می شود.

البته همین جا جا دارد که بگوییم تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی فرق می کند تبادل فرهنگی؛ یعنی آن مجموعه مسائلی که به آنها نام فرهنگ داده می شود از ملتهای دیگر بیاموزد همیشه تاریخ هم بوده است.ملتها در رفت آمدهایشان، آداب زندگی را، خلقیات را، علم را، پوشیدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معرفت را، و دین را از یک دیگر فرا گرفته اند. این مهمترین تبادلهای ملتها با هم بوده استحتی مهمتر از تبادل اقتصادی و کالا بسیار اتفاق افتاده که این تبادل فرهنگی به تغییر مذهب یک کشور انجامیده است. مثلاً در شرق آسیا، بیشترین چیزی که اسلام را به این کشورها، از جمله کشور اندونزی، به کشور مالزی و حتی به قسمتهای مهمی از شبه قاره برد، دعوت مبلغین نبود، بلکه رفت آمد آحاد ملت ایران بود. تجار و سیاحان ایرانی راه افتادند، رفتند، آمدند و در سایهٔ این رفت آمدهاست که شما می بینید بزرگترین ملت اسلامی در آسیاست؛ یعنی اندونزی؛ مسلمان شده اند- این اسلام را اول بار، نه مبلغین دینی برای آنها بردند نه شمشیر و جنگ؛؛ اسلام را همین رفت آمدها برد. خود ملت ما هم در طول زمان، خیلی چیزها از ملتهای دیگر آموخته است و این یک روند ضروری برای تروتازه ماندن معارف و حیات فرهنگی در سراسرعالم است.این تبادل فرهنگی است و خوب است.«منبع:نشریه حوزه و دانشگاه؛ شماره35»rasekhoon.net

ص-2

ماندگارترین شعار انقلاب اسلامی

شعار استقلال؛ آزادی؛ جمهوری اسلامی؛ یکی از مهمترین شعارهایی است که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شده  و با قرار گرفتن در اصول مختلف قانون اساسی به یکی از مهمترین و ماندگارترین شعارهای انقلاب تبدیل شد.

 در جریان نهضت انقلاب اسلامی از 19 دی 1356 تا 22 بهمن 1357 شعارهای زیادی مطرح شد که مهمترین، تأثیرگذارترین و ماندگارترین آن شعاراستقلال؛ آزادی؛جمهوری اسلامی است «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»ازشعارهای اصلی انقلاب اسلامی ایران بود که نشانه های آن نه تنها در مقدمهٔ قانون اساسی بلکه در اصول مختلف آن دیده می شود؛ به اعتقاد کارشناسان، شعار مذکور عصارهٔ آرمان مبارزان انقلاب اسلامی است و ماهیت انقلاب را تشکیل می دهد و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی به مقدار زیادی متأثر از شعار مذکور است.

استقلال

اولین واژه شعار یاد شده استقلال است. دخالتهای مکرر دولتهای استعماری روس و انگلیس در امور داخلی ایران در دوره قاجار و پهلوی و سپس دخالت «شکار ایالات متهده آمریکا در امور داخلی ایران در دوره پهلوی دوم موجب شد، قطع دست اجانب از امور کشورو رسیدن به استقلال واقعی به آرمان مبارزان نهضت مشروطیت و انقلاب اسلامی تبدیل شود.منظور از استقلال سیاسی آن است که یک کشور از جهت مدیریت سیاسی تابع یا متأثر از کشور دیگر نباشددر این مفهوم و حاکمیت خارجی ادامه و مکمل حاکمیت داخلی است که به موجب آن دولت انحصاراً ابتکار تعیین سر نوشت کشور را بدون دخالت سایر دولتها داراست.حاکمیت خارجی دولت، کشور مستلزم نفی هر گونه تبعیت یا وابستگی آن کشور در برابر دولتهای خارجی است. دولتِ  کشور دارای حاکمیت خارجی در روابط متقابل خود در سطح بین المللی با دولت کشورهای دیگر کاملاً برابر است و به عنوان یک شخصیت حقوقی مستقل و برابر با دولتهای دیگر رفتار می کند.اصل احترام به حاکمیت ملی کشورها اصلی است که در حقوق بین الملل پذیرفته شده و در اسناد بین الملل نیز مورد تأیید کشورها قرار گرفته است. در بند 4 منشور ملل متهد آمده، کلیه اعضاء در روابط بین المللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن بر ضد تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خوداری خواهد نمود.

آزادی

دومین واژه شعار مذکور آزادی است، که یکی از مهمترین خواسته های مردم ایران در یک قرن اخیر بوده است و در جریان مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز مطرح شد و در جریان پیروزی انقلاب اسلامی مردم با صدای رساتری آزادی و رهایی از بند نظام استبدادی را فریاد زدند. آزادی حقی است که به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی های طبیعی و خدا دادی خود را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند. آزادی در اسلام به معنای آزادی از هر قید و بند و از هر عبودیتی بجز عبودیت برای خدای سبحان است.

استقلال و آزادی در قانون اساسی جمهوری اسلامی

قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول متعددی به جایگاه رفیع استقلال و آزادی اشاره دارد. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوز اجانب و تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور به عنوان یکی از برنامه های سیاسی دولت در قانون اساسی آمده است.(بند5و11 اصل سوم). اصل نهم قانون اساسی نیز استقلال و آزادی را ملزوم یکدیگر دانسته و اجازه نمی دهد فرد یا گروهی به نام آزادی به استقلال کشور لطمه وارد کند یا بر عکس به نام حفظ استقلال، آزادی های مشروع را سلب کند در اصل نهم قانون اساسی چنین آمده است:«در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کنند...»در فصل سوم قانون اساسی اصول 19 تا 42 حقوق ملت در جلوه های مختلف بیان شده و آزادی افراد تا آن حد که به حقوق و آزادی دیگران و ارزشهای جامعه ضرری نرساند وسیعاً مورد تأکید قرار گرفته است. استقلال بدون آزادی، دوام نخواهد داشت و آزادی بدون استقلال، نیز بردگی و وابستگی است و این هر دو، تنها در سایهٔ وحدت و حفظ تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران؛ قابل دفاع و حمایت است.

ص-3

جمهوری اسلامی

عبارت جمهوری اسلامی که جزئی از شعار مذکور می باشد نیز یکی از مهمترین خواسته های مردم در جریان پیروزی انقلاب اسلامی بوده که این خواسته، بعدها در جریان تعیین نظام سیاسی جایگزین رژیم سلطنتی در 12 فروردین 1358 مورد تأیید اکثریت ملت قرار گرفت.

جمهوری بیانگر شکل حکومت است که آن را از نظام های سلطنتی و جمهوری های ظاهری متمایز می سازد و بیانگر نقش مردم در تعیین زمامداران می باشد. واژه اسلامی نیز نظام سیاسی ایران را از سایر نظام های جمهوری رایج در جهان متمایز می سازد، اسلامی بودن به معنای حاکمیت ارزشهای اسلامی بر تمامی امور کشور است و ولی فقیه؛ ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد. در باره اسلامی بودن امور در جمهوری اسلامی در اصل 4 قانون اساسی آمده است:«کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیراینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق با عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده فقها و شورای نگهبان است»همچنین بر اساس اصل 57 قانون اساسی قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوهٔ مقننه؛ قوهٔ مجریه؛ قوهٔ قضائیهکه زیر نظر ولایت مطلقهٔ امر و امامت بر طبق اصول آیندهٔ این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.

امام خمینی(ره) رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در پاسخ به سؤال خبر نگار فاینشنال تایم انگلیس که پرسید، دنیای غرب شناخت صحیحی از حکومت اسلامی شما ندارد، فرمود: «ما خواستار جمهوری اسلامی می باشیم، جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنیمحتوای آن فرم که قوانین الهی است.

در اصل اول قانون اساسی جمهوری اسلامی در باره نوع حکومت کشور آمده است:«حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت الله العظمی امام خمینی، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه 1358 هجری شمسی... با اکثریت نود و هشت دو دهم درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد.

در اصل 4 قانون  اساسی نقش محوری مردم در نظام جمهوری اسلامی و انتخاب زمامداران توسط آنان مورد تأکید قرار گرفته است:«در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرا عمومی اداره شود، از راه انتخابات، انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد.

بنابراین می توان گفت: شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یکی از مهمترین شعارهایی است که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شده و با قرار گرفتن در اصول مختلف قانون اساسی به یکی از مهمترین و ماندگارترین شعارهای اسلامی تبدیل شد. در واقع این شعار ماهیت انقلاب و روح حاکم بر قانون اساسی جمهوری اسلامی است و در یک جمله می توان گفت: نظام جمهوری اسلامی تبلور شعار«استقلال؛ آزادی؛ جمهوری اسلامی» است...

منبع: ایرنا

ولایت فقیه چیست و ولی فقیه کیست؟

ولایت فقیه در تداوم استمرار اصل نبوت و ادامه حرکت انبیاء و اوصیاء الهی است. و از شؤن توحید در ربوبیت تشریعی است.

ولایت فقیه در ردیف نبوت و امامت و از اصول و ارکان دین اسلام است. که در عصر غیبت امام معصوم، بخش اعظمی از مباحث کلامی در جهان بینی اسلام را به خود اختصاص داده است و رکن توحید می باشد و قبولی توحیدی هر مسلمانی، منوط بر قبولی او در ولایت مداری و ولایت پذیری است.

 

ص-4

ولایت فقیه همان حبل الله و عروه الوثقی است که خداوند تبارک و تعالی ما را به چنگ زدن و متمسک شدن به آن دعوت کرده است.

ولایت فقیه همان اصلی نجات بخشی است که، با اعتقاد قلبی و التزامی عملی مسلمانان به آن در عصر غیبت، و گفتمان مهدویت و اصل انتظار در مکتب تشیع را معنی می بخشد. و معنویت گرایی از از نوع معنویت شریعت محور را، که بر پایه عمل به دستورات دین مبین اسلام ناب محمدی(ص) است؛ در جهان اسلام نهادینه می نماید.

ولایت فقیه در جایگاه مصدر حکومت و سیاست؛ در مقام منزلتی است که، کلام او از قدرت و نفوذ کلام وحی برخوردار است. و منشوراتش برای همه فصل الخطاب و الزام آور بوده و بهتر و بیشتر از هرکس، نیست به اوضاع و احوال داخلی و وضعیت جهان اسلام و اوضاع و احوال بین الملل و شرایط همسایگان آگاهی دارد. و کاملاً با قوانین داخلی و بین المللی آشنا است. و بهتر از هر کس قادر به تشخیص صلاح و مصلحت و خیر و شرّ جامعه تحت امر خود می باشد؛ لذا تبعیت از او برای هر مسلمانی واجب الطاعه است.

ولایت فقیه کلید و رمز قبولی سایر عبادات واجبه، حتی نماز است، همچنان که می گویند: قبولی سایر عبادات منوط بر اعتقاد قلبی و التزامی عملی به ولایت فقیه است. چرا که پذیرش و قبولی ادعای توحید مشروط بر ولایت پذیری خواهد بود و ولایت کلید رکن رکین است.

ولی فقیه است که، در عصر غیبت امام معصوم، باید در ولایت تشریعی جا پای معصوم بگذارد و مثل امام معصوم مدافع احکام نورانی اسلام ناب و محافظ مسلمانان واقعی و پیرو و ولایت باشدو و فلسفۀ نبوت و امامت را قوه به فعل در آورده و به مأموریت اصلی و هدف نهائی آنها، در جامعه عمل می پوشاند.

ولی فقیه داوود و خلیفة الله فی الارض در عصر غیبت امام معصوم است. تا به حکم خدا میان خلق خدا قضاوت نماید. بنابراین گفتار او و نوشتار او و رفتار او و سکوت او و ایماء و اشاره های او، در هر زمینه ای که با شد، بلا قید و شرط ، برای تک تک مسلمانان خصوصاً شیعیان ایران؛ فصل الخطاب و لازم الاجراء و واجب الطاعه می باشد.





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic