الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


خطبه حضرت زینب(س) در مجلس یزید

 

حضرت زینب (س) چون اشعار کفر آمیزرا شنید و جسارت و بی حیایی آن ملعون به سر مبارک امام حسین(ع) را مشاهده کرد خطبه مهمّی انشاء فرمود، که ما عبارت مرحوم سیّد طاووس را نقل می کنیم: زینب دختر علیّ بن ابی طالب(ع) بپا خاست و گفت:

سپاس خدای را که پروردگار عالمیان است و درود خدا بر پیامبر و همه فرزندانش.

خداوند سبحان راست گفت که فرمود:

« ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السَّوأی أَن کَذَّبُوا بِآیاتِ اللهِ وَکانُوا بِها یَستَهزِؤُنَ»

ای یزید! تو که زمین و آسمان را از هر طرف بر ما تنگ گرفتی و ما را مانند اسیران به گردش درر آوردی، به گمانت که این موجب خواری ما و احترام تو در پیشگاه خداوند است؟ و اینکه تو در نزد خداوند آبرو داری؟ که این چنین باد در بینی انداختی، و متکبّرانه نگاه می کنی! شاد و خرّمی که پایه های دنیا را به سود خود محکم دیده، و رشته کارها را به هم پیوسته مشاهده نموده، و حکومت و قدرتی را که از آنِ ما بود بدون مزاهم بدست آوردی.

آرام آرام، مگر گفتار خدا را فراموش کرده ای که می فرماید:

« وَلا یَحسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُملِی لَهُم خَیرٌ لِأَنفُسِهم إِنَّما نُملِی لَهُم لِیَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم عَذابٌ مُهِینٌ »

« اَمِنَ العَدلِ یَابنَ الطُّلَقاءِ تَخدِیرُکَ وَإِمائَکَ، وَسَوقُکَ بَناتَ رَسُولِ اللهِ (ص) سَبایا، قَد هُتِکَت سُتُورُهُنَّ وَأُبدِیَت وُجُوهُهُنَّ تَحدُو بِهِنَّ الأَعداءُ مِن بَلَدٍ إِلی بَلَدٍ، وَ یَستَشرِفُهُنَّ أَهلُ المَناهِلِ وَالمَناقِلِ وَ یَتَصَفَّحُ وُجوُهَهُنَّ القَرِیبُ وَالبَعِیدُ وَالدَّنِیُّ وَالشَرِیفُ. لَیسَ مَعَهُنَّ مِن رِجالِهِنَّ وَلِیُّ وَلامِن حُماتِهِنَّ حَمِیٌّ ».

« ای فرزند آزاد شدگان (به وسیله جدّ ما )! این رسم عدالت است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده جای داده ای،ولی دختران رسول خدا (ص) اسیر و دست بسته درر برابرت، پرده های احترامشان را هتک شده و صورت هایشان نمایان، دشمنان آنان را شهر به شهر می گردانند و در مقابل دیدگان مردم بیابانی و کوهستانی، و در چشم انداز هر نزدیک و دور و هر پست و شریف قرار دهند. نه از مردانشان سرپرستی دارند و نه از یارانشان حمایت کننده ای».

در ادامه فرمود:

چگونه می توان امیدوار بود به دلسوزی فرزند کسی که دهانش جگر های پاکان را جوید بیرون انداخت ( چون نتوانست بخورد ) و گوشتش از خون شهیدان رویید؟! و چه انتظار در تأخیر دشمنی ما اهل بیت از کسی که با دیده بغض و دشمنی و توهین و کینه جویی بر ما نگریست.

پس از این همه جنایت بدون اینکه خود را گناهکار بنگری و بزرگی این عمل را درک نمایی می گویی:

                 لَأَهَلُّوا  وَ ستَهَلُّوا فَرَحاً          ثُمَّ قالُوا یایَزِیدُ لا تَشَل     

(کاش اجداد من بودید) و از خوشحالی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید! دستت درد نکند

در حالی که با چوب دستی به دندان های ابی عبدالله(ع)، سرور جوانان بهشت می زنی!

چرا چنین نکنی تو که دلهای ما را مجروح کردی و ریشه ما را در آوردی و از بیخ بریدی. با این خونی که از خاندان محمد(ص) که ستارگان درخشان روی زمین از اولاد عبدالمطلّب بودند ریختی، و اکنون پدرانت را صدا می زنی به گمانت که صدای تو به گوششان می رسد!

 به همین زودی به جایی که آنان هستند خواهی رفت، و آن وقت آرزو خواهی کرد که ای کاش دستت چُلاق و زبانت لال بود و چنین حرفی نمی زدی، و این کار زشت را نمی کردی!

بارالها!حقّ ما را باز گیر و از آنکه به ما ستم کرد انتقام گیر، و خشم و عذذاب خود را بر کسی که خون های ما را ریخت و یاران ما را کُشت، فرود آر.

یزید! به خدا سوگند، ندریدی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را، و مسلّماً با همین بار گناهی که از ریختن خون ذرّیه رسول خدا و هتک احترام در خاندان و خویشانش بر دوش داری به رسول خدا(ص) وارد خواهی شد، هنگامی که خداوند همه را جمع می نماید و پراکندگی آنان را گرد آورد، و حقّ آنان را باز گیرد:

« وَلا تَحسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَمواتاً بل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ ».

و این تو را بس که خداوند حاکم است و محمد (ص) طرف دعوا و جبرئیل پشتیبان اوست.

به زودی آنکه برای تو سلطنت آراست(پدرت معاویه) و تو را به گردن مسلمانان سوار کرد، خواهد فهمید که پاداش بدی نصیب ستمکاران است و کدامیک از شما جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است.

اگر چه پیش آمدهای ناگوارِ روزگار مرا به سخن گفتن با تو کشانده، ولی در عین حال ارزش تو از نظر من نا چیز، و سر زنشت بزرگ و ملامتت بسیار است.

چه کنم چشمها پر اشک و سینه ها سوزان است.

هان!شگفت آور مایه شگفتی است که افرا نجیب حزب خدا در جنگ به دست حزب شیطان و آزاد شدگان کشته شوند، و خون ما از این دستها بچکد. و این دهانها از گوشت ما پر شود، و این پیکرهای پک و پاکیزه که پی در پی خوراک گرگهای درنده گشته، و در زیر چنگال بچّه کفتارها به خاک آلوده شوند.

آنچه امروز غنیمت می پنداری، به همین زودی خواهی دید که مایه زیانت بوده است، و آن هنگامی است که هر چه از پیش فرستاده ای خواهی دید و پروردگار تو بر بندگان ستم روا نمی دارد.

من شکایت به نزد خدا برم و بر او توکّل می نمایم، پس هر دامی داری بنه (هر نیرنگی که خواهی بکن) و هر اقدامی که توانی بنما، و از هر کوششی دریغ مدار، که به خدا سوگند ذکر و یاد ما را محو نتوانی کرد، و وحی ما رااز میان نخواهی برد، و به (مقام و مرتبه) ما نخواهی رسید.

و این لکّه ننگ از دامن تو شسته نخواهد گشت، مگر نه این است که رأی تو باطل است و ایّام قدرت و دولت تو اندک، و اجتماع تو پراکنده خواهد شد و روزی می رسد که منادی ندا میکند:

« أَلا لَعنَةُ اللهِ عَلیَ القَومِ الظّالِمِینَ ».

« هان لعنت خدا بر ستمکاران باد ».

پس سپاس پروردگار جهانیان را، که نخستِ ما را با خوشبختی و مغفرت قرین نمود، و با شهادت و رحمت پایان داد، و از خدا می خواهم که پاداش آن را به طور کامل عطا فرموده و بر اجر آن بیفزاید، و ما را بازماندگان نیکی گرداند، که او مهربان و با محبّت است و خداوند ما را کافی، و وکیل نیکویی است.

 

           

(از کتاب سحاب رحمت - تاریخ  وسوگنامه سیدالشهداء- عباس اسماعیلی یزدی-ص 716)

« گرد آورنده: عبدالحسین میهن پرست»                           التماس دعا




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات