الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


سه عامل مهم نهضت امام حسین(ع)

 

گاه کفته می شود که یزید فرمان داده بود تا از حسین(ع) بیعت بگیرد، یعنی حسین(ع) رسماً حکومت یزید را بپذیرد و تسلیم حکومت او گردد و از آن حمایت کند، و چون امام حسین(ع) یزید را فردی نالایق، فاسق، و ستمگر می دانست، با او بیعت نکرد و همین موجب مخالفت دستگاه یزید با امام حسین(ع) و سر انجام قیام امام حسین(ع) بر ضدّ آن دستگاه گردید.

بنابراین عامل و انگیزهٔ اصلی قیام امام حسین(ع) بیعت نکردن با یزید بود تاا در زمان حسینیان و پیروان حق، حکومت طاغوت را نپذیرند و تسلییم چنان حکومتی نشوند، بلکه بر ضدّآن قیام کنند.

بعضی دیگر می گویند: هدف امام حسین(ع) از حرکت به سوی عراق، گردآوری نیروها و تشکیل حکومت اسلامی، و تحقق بخشیدن به آرمانهای اسلام در پرتو حکومت اسلامی، و امکانات آن بود. چنانکه جدّ بزرگوارش رسول خدا(ص) از مکّه به سوی مدینه هجرت کرد و در مدینه به تشکیل حکومت پرداخت و در پرتو آن، اسلام و برنامه های آن را به طور گسترده و عمیق در سطح جهان عرضه نمود، با توجه به اینکه تحصیل حکومت عدل اسلامی برای اصلاح جامعه، غیر از قدرت طلبی و ریاست خواهی برای هوسهای شخصی و نفسانی است.

درر اینجا محقّقان روشن بین اسلامی، عامل سومی را ذکر می کنند. و آن را به عنوان عامل اصلی و مهم انگیزهٔ قیام امام حسین(ع) می دانند وآن «عامل به معروف و نهی از منکر» بود، چنانکه درخطبه ها و گفتار امام حسین(ع) در همهٔ فرازو نشیبهای نهضت و در فرصت مناسب دیگر، سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان آمده است.

توضیح اینکه: امام حسین(ع) می دید یزید آشکارا میگساری و قمار بازی میکند و از ارتکاب گناهان بزرگ باکی ندارد، و مقدّسات اسلام را زیر پا گذاشته، موجب ترویج باطل و فساد و نابودی ارزشهای والای اسلام شده است.

از سوی دیگر دو فرضیهٔ«امر به معروف و نهی از منکر» با توجّه به اهمیّت آن درر اسلام، و مراتب آن، او و مسلمین را اللزام می کند که قفل سکوت را بشکند و فریاد بزنند و اسلام عزیز و حثیّت مسلمانان را از خطر انحرافات یزید و یزیدیان نگهدارند، گر چه فریادشان در کوتاه مدت و در ظاهر خفه شود و موجب شهادتشان گردد، ولی در درازا مدت موجب نابودی ظلم و ظالم و احیای حق و حقیقت خواهد گردید و براب مسلمانان در طول تلریخ، الگو و سازنده خواهد شد. 

بررسی سه عامل مذکور 

انصاف این است که در نهضت امام حسین(ع) ، هر سه عامل وجود داشته، آن حضرت با یزید بیعت نکرد و بیعت نکردن با طاغوت، در پیدایش نهضت او نقش داشت و هم به افکار عمومی مردم کوفه احترام نمود و به دعوت آنان جواب مثبت داد و هجرت برای تجمّع نیروها و تشکیل حکومت اسلامی را بر اصلاح امت، کار شایسته ای می دانست. گرچهبه عنوان اتمام حجّت، و الگوسازی برای آیندگان باشد. ولیاین دو عامل، در حقیقت شاخه ای از دو فرضیهٔ «امر به معروف و نهی از منکر»است، زیرا مایه و عامل اصلی انقلابها و نهضتهای پیامبران و رادمردان حقّ، همیشه بر اساس پاک سازی و به سازی بود، آنها نخست با هر گونه شرک و فساد و انحراف مبارزه می کردند و سپس توحید و عدل الهی را بر قرار می ساختند، یعنی امر به معروف و نهی از منکر می کردند، بنابراین اصلی ترین و مهم ترین عامل نهضت امام حسین(ع) که مرکز محور عوامل دیگر بود، همان امر به معروف و نهی از منکر بود و محرّک اصلی او در هجرت چنانکه در گفتار و بیانات امام حسین(ع) در مقاطع گوناگون، به این مطلب تصریح شده است. با توجه به اینکه بیعت نکردن با ظاللم، و تشکیل حکومت بر ضدّ او، دو شاخه و دو اصل فرعی از درخت تنومند و اصل نیرومند امر به معروف و نهی ازمنکر است...

 نظریّه استاد شهید، علّامه مطهّری

استاد محقق علّامه مطهّری، پس از بر رسی سه عامل(ا- بیعت نکردن 2- دعوت اهل کوفه برای تشکیل حکومت 3-امر به معروف و نهی از منکر)در نهضت امام حسین(ع) میزان و نقش هر کدام در این نهضت، نظریّهٔ خود را چنین ابراز می کند:

این سه عامل از نظر ارزش، در یک درجه نیستند، هر کدام از اینها در یک حدّ معیّن به نهضت امام ارزش میدهد.

مسأله دعوت اهل کوفه: ارزشی که به نهضت می دهد یک ارزش بسسیار بسیار ساده و عالی است، زیرا یک استانی که نیرویی هم دارد آمادگی خود را اعلام میکند. این خودش از نظر وسایل ظاهریی برای پیشرفت و پیروزی، اثر بخش است.

عامل بیعت خواستن از امام حسین(ع)، که از همان روزهای اوّل بود، به این نهضت ارزش بیشتری می دهد زیرا روزهای اوّل است، هنوز جمعیّتی اعلام یاری و وفاداری نکرده اند و دعوت ننموده اند در برابر حکومتی جابر و مسلّح، حکومتی که در زمان معاویه، دشمنی خود را با علی(ع) تا سر حدّ اعدامشان داده است. حکومتی که در تمام قلمرو خود، حتّی مکّخ و مدینه، بدگویی از علی(ع) را در آشکارا و در ملأ عام، در روزهای جمعه، (در نماز جمعه) به عنوان یک عمل عبادی قلمداد کرده، و بیت المال مسلمانان را در این راه مصرف می نماید... بنابراین ارزش بیعت نکردن با چنین حکومتی( که مخالفت آشکار با آن حکومت است) در نهضت امام حسین(ع) از ارزش دعوت مردم کوفه، بیشتر است.

عامل سوّم که«عامل امر به معروف و نهی از منکر»است. امام حسین(ع) با کمال صراحتبه این عامل استناد می کند و به گفتار پیامبر(ص) در این مورد تکیه می نماید، و مکرّرنام امر به معروف و نهی از منکر را به زبان می آورد، بی آنکه در آن وقت اسمی از تقاضای بیعت و دعوت مردم کوفه به میان آورد. این عامل سوّم به نهضت امام حسین(ع) ارزش بسیار می دهد و بر اساس این عامل نهضت امام حسین(ع) شایستگی آن را یافت که همیشه زنده بماند و برای همیشه یادآوری شود و سازنده و آموزنده باشد، زیرا این عامل آموزندگی بییشتری دارد. از این رو که به دعوت مردم یا تقاضای بیعت متّکی نیست، یعنی اگر دعوتی هم در کار نبود، حسین(ع) به موجب قانون به معروف و نهی از منکر، قیام می کرد.

بین این سه عامل، تفاوت بسیار است، معنی عامل اوّل و دوّم این است که اگر یزید از حسین(ع) مطالبهٔ بیعت نمی کرد و مردم کوفه از امام حسین(ع) دعوت نمی کردند، آن حضرت نهضت نمی نمود. بنابراین حکومت طاغوتی از وجود حسین(ع) آسوده بود ولی به موجب عامل سوّم(امر به معروف و نهی از منکر) حسین(ع) یک مرد معترض است. یک رادمرد منتقد و انقلابی است. یک مرد قیام کننده و مثبت است...

 چند فراز از گفتار امام حسین(ع) در مورد انگیزهٔ قیامش

چرا راه دور برویم! از گفتار امام حسین(ع) در مسیر نهضت به روشنی فهمیده می شود که دو عنصر«امر به معروف و نهی از منکر»عامل و انگیزهٔ اصلی نهضت آن حضرت بوده است، که چند فراز از آن را قبلاً تحت عنوان «چند پیام از امام حسین(ع) »ذکر نمودیم، در اینجا نیز برای تکمیل بحث به ذکر چند فراز دیگر می پردازیم:

1)امام حسین(ع) در ضمن نامه ای که حضرت مسلم(ع) برای مردم کوفه فرستاد، چنین نوشت:

 

فَلَعَمْرِی مَا الْاِمٰامُ اِلاَّالْحٰکِمُ بِالْکِتٰابِ، اَلْقٰائِمُ بِالْقِسْطِ، اَلدّٰایِنُ بِدِینِ الْحَقِّ، اَلْحٰابِسُ

نَفْسَهُ عَلٰی ذٰاتِ الله، سوگند به جانم، قطعاً امام و پیشوای مردم کسی است که از روی قرآن حکومت و داوری کند. عدالت پرور و داد گستر باشد و از آیین حقّ پیروی نماید و در راه خدا خویشتن دار باشد.

2)امام حسین(ع) در منزلگاه«بیضه»(نزدیک کربلا) برای سپاه حرّ خطبه ای خواند. در این خطبه تنها یک بار سخن از مردم کوفه به میان آورده است ولی بییشترین سخنش در رابطه با فساد زدایی و طاغوت براندازی است. درر بخش آغاز خطبه، پس از حمد و ثنا می فرماید:

ای مردم! پیامبر خدا(ص) فرمود: هر کس فرمانروای ستمگری را ببیند، که حرامهای خدا را حلال می شمرد، و پیمانهای خدا را می شکند، با سنّت 

پیامبر(ص) مخالفت می ورزد و در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز حکومت می کند و او با زبان و عمل مخالفت خود را با چنین فرمانروایی آشکار نکند، خدااو را با فرمانروای ستمگر؛ یکجا در آتش دوزخ قرار می دهد.  آگاه باشید که این قوم( دستگاه یزید) اطاعت شیطان را بر خود لازم نموده اندع و اطاعت خدا را ترک کرده اند، و فساد را آشکار نموده و حدود الهی را تعتیل کرده و بیت المال مسلمانان را چپاول نموده اند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده اند...

و در فرازی از همین خطبه می فرماید:

 «وَلَکُمْ فِیَّ اُسْوَةٍ؛»بر شما است که از من پیروی کنید و مرا الگو قرار دهید.

3)امام حسین(ع) در ضمن نامه ای که برای بززرگان بصره نوشته، می فرماید:

«فَاِنَّ السُنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ، وَاِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْاُحْیِیَتْ،»همانا سنت الهی مرده و بدعتهای ضدّاسلام زنده شده است.

یعنی قیام ما برای زنده کردن سنتها و نابود ساختن بدعتها است، که یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر است.

4)امام حسین(ع) در بخشی از خطبه ٔ مشروحی که درر بارهٔ امر به معروف و نهی از منکرایراد کرده، چنین می فرماید:

ای مردم! عبرت بگیرید به آنچه که خداوند به اولیای خود پند داده است، که مانند علمای یهود و نصاری، از امر به معروف و نهی از منکر سر باز نزنید، زیرا پیشوایان یهود، جور و ظلم ستمگران را نمی نگرند و آنان را از این کار زشت نمی ترسانند. به امید آنکه از پرتو مرحمت ستم پیشگان به نوایی برسند و از دست آنان گزند نبینند و برای اینکه دو روز خوش زندگی کنند، و غبار ناراحتی بر بر دامن دلشان ننشینند، از از گفتن حق هراسناکند. در حالی که پروردگار بزرگ گوید: فقط از من بیمناک باشید و از مردم عاجز زبون نهراسید.

و نیز خداوند می فرماید:

مردم با ایمان بعضی سرپرست و یاور بعضی دیگر هستند، و امر به معروف و نهی از منکر می کنند.

زیرا اگر در میان مسلمانان این دو وظیفه رواج بیابد، کارها به صلاح می پیوندد و بنیانملک ملّت استحکام می پذیرد.

امام حسین(ع) در پایان همین خطبه می فرماید:

 «اَللّٰهُمَّ اِنَّکَ نَعْلَمُ یَکُنْ مٰاکٰانَ مِنّٰا تَنٰافُساً فی سُلْطٰانٍ وَلٰا اِلْتِمٰاساً مِنْ فُصُولِ

 الحِصٰامِ،وَلٰکِنْ لِنُرِیَ الْمَعٰالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَنُظْهِرَ اَلْاِصْلٰاحَ فِی بِلٰادِکَ،

 وَیأمِنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبٰادِکَ، وَیَعْمَلُ بِفَرائِضِکَ وَسُنَنِکَ وَ اَحْکٰامِکَ، فَاِنَّکُمْ

 اِنْ لٰا تَنْصُرُنٰا وَتَنْصِفْونٰا قَوِیَ الَظَلَمَةُ عَلَیْکُمْ، وَ عَمِلُوا فِی اِطْفاءِنُورِ نَبِیِّکُمْ؛»پروردگارا تو آگاهی که منن این سخنان را برای به دست گرفتن چند  روز حکومت نمی گویم، و آرزوی آن را هم ندارم، تو می دانی که من مشتاق بزرگداشت و اصلاح دین تو هستم، و خواستار آبادی شهرها و آزادی مردمم، و نمی خواهم که بندگان مظلوم تو در دست ستمگران به اسارت بیفتند، بلکه می خواهم به فرائض و سنّتها و احکام تو عمل شود.

ای مردم! اگر ما را یاری نکنید، نیروهای ظلم و ستم غالب می شوند و چراغ هدایتی را که پیامبر(ص) بر افروخته، خاموش می کنند...

 نتیجه و جمع بندی: از مطالب گذشته چنین نتیجه می گیرییم که سه عامل در تکوین نهضت امام حسین(ع) نقش داشته که عبارتند از:

1-     بیعت نکردن 2- گردآوری نیرها برای تشکیل حکومت 3- امربه معروف و نهی از منکر، ولی سوّمین عامل، انگیزهٔ اصلی و مهمتر بوده و دو عامل نخست، از شاخه های همان عامل سوّم است. با توجه به اینکه امام حسین(ع) در راه نهی از منکر و اتمام حجّت برای تجمّع نیروها در مسیر طاغوت زدایی، تاا سر حدّ شهادت به پیش رفت.

با تجزیه و تحلیل عمیق دو فرضیه امر به معروف و نهی از منکر، از نظر قرآنی و روایی و فقهی، و با بررسی قیامهای امامان(ع) و مجاهدان راستین صدر اسلام مانند: ابوذر غفاری، حجربن عدی، میثم تمّار، رُشَد هَجَری و عمربن حَمِقْ و... چنین به دست می آید همهٔ آنها بر اساس امر به معروف و نهی از منکذر بوده است، و حتّی جنگهای علی(ع) در عصر خلافتش نیز بر همین اساس بوده است.

 

( سیرهٔ چهارده معصوم(ع)- محمد محمدی اشتهاردی – ص 344الی348 )

«گرد آورنده: عبدالحسین میهن پرست»




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات