الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


مناظره با طاووس یمانی

طاووس یمانی، یکی از شخصیتها و پارسایان و عارف مسلکان معروف عصر امام سجّادو امام باقر(ع) بود که برای خود شاگردانی داشت که به اصحاب طاووش معروف بودند.

ابو بصیر می گوید: با جمعی از دوستان، در محضر امام باقر(ع) در کنار کعبه نشسته بودیم. در این هنگام طاووس یمانی با جمعی از اصحابش به محضر امام باقر(ع) آمد و عرض کرد: آیا «اجازه می دهی چند سؤال کنم؟»

امام باقر(ع): اجازه هست بپرس.

طاووس: به من خبر بده در چه زمان یک سوّم انسانها مردند؟

امام باقر(ع): ای شیخ! اشتباه کردی به جای اینکه بگویی:«در چه زمانی یک چهارم انسانها مردند گفتی یک سوّم.» در آن هنگام قابیل برادرش هابیل را کشت، چهار نفر انسان در روی زمین وجود داشتند که عبارت بودند از: آدم، حوّا، هابیل و قابیل. با کشته شدن هابیل ، به دست قابیل، یک چهارم آنها نابود شدند.

طاووس: آری من اشتباه کردم، تو درست فرمودی، اینک بگو از آن دو نفر( قابیل و هابیل) کدام یک پدر انسانهای بعد شدند، قاتل یا مقتول؟

امام باقر(ع): هیچ کدام، بلکه پدر انسانهای بعد شیث بن آدم(ع) بود.

طاووس : چرا آدم ، آدم نامیده شد؟

امام باقر(ع) : زیرا طینت او از اَدیم(روی) زمین در بخش پاین برداشته شد.

طاووس: چرا حوّا، حوّا نامیده شد؟

امام باقر(ع): زیرا او از دندهٔ حیّ(انسان زنده) یعنی دندهٔ آدم آفریده شد.

طاووس: چرا ابلیس را ابلیس نامیدند؟

امام باقر(ع): زیرا او از رحمت خدا مأیوس شد و قطع امید کرد( واژهٔ ابلیس از«بلس» به معنی نا امیدی از رحمت خداست.)

طاووس: چرا به جنّ، جنّ گویند؟

امام باقر(ع): زیرا جنّیان پوشیده اند و دیده نمی شوند( واژهٔجنّ به معنی پوشیده است).

طاووس: مرا از دروغی که از صاحبش سر زده خبر بده.

امام باقر(ع): آن دروغ از ابلیس بود،که ( در برابر فرمان خدا به سجده کردن آدم، سرکشی کرد)، گفت:«من بهتر از آدم هستم، زیرا مرا از آتش آفریده ای و آدم را از گل.»

طاوس: آن قوم که گواهی به حقّ دادند ولی دروغگو بودند چه کسانی هستند؟

امام باقر(ع): آن قوم، منافقانند که به رسول خدا (ص) گفتند: «گواهی می دهیم که تو رسول خدا هستی ولی خداوند گواهی می دهد که منافقان دروغگو هستند.»

طاووس:آن پرنده ای که یک بار پرید، ولی قبل از آن و بعد از آن دیگر نپرید، و خداوند آن را در قرآنش یاد کرده چه بود؟

امام باقر(ع): قسمتی از کوه طور بود که خداوند آن را به پرواز در آورد به طوری که در فضا قرار گرفت و بر بنی اسرائیل سایه افکند، انواع عذاب در آن وجود داشت تا اینکه بنی اسرائیل تورات را پذیرفتند.( چنانکه در آیهٔ 171 سوده اعراف آمده است.)

طاووس: آن رسولی که نه از انسانها بود و نه از جنّیان و نه از فرشتگان، و خداوند در قرآنش از آن یاد کرده چه بود؟

امام باقر(ع) او کلاغ بود که خداوند او را نزد قابیل فرستاد تا به او بفهماند که چگونه جنازهٔ برادرش هابیل را بپوشاند.( چنانکه در آیهٔ31 سورهٔ مائده آمده است.)

طاووس : آن موجودی که نه از جنّ بود و نه از انس و نه از فرشتگان، و قوم خود را ترسانید و خداوند در قرآنش از آن یاد کرده چه بود؟

امام باقر(ع): آن موجود مورچه بود که به قوم خود گفت:«وارد لانه های خود شوید تا سلیمان و لشکرش از روی نا آگاهی شما را پایمال نکنند.»

طاووس: به من خبر بده از آن موجودی که از انسان و جنّ و فرشتگان نبود و به او نسبت دروغ دادند، و خداوند از او در قرآن یاد کرده است.

امام باقر(ع): آن موجود گرگ بود که برادران یوسف، به او نسبت دروغ دادند و گفتند گرگ یوسف را خورد.

طاووس: به من خبر بده از چیزی که اندکش حلال، و بسیارش حرام است و خداوند از آن در قرآن یاد کرده است.

امام باقر(ع): آن چیز نهی حضرت طالوت(نماینده پیامبر عصرش) بود، که به لشکر خود گفت:« از آب این نهر جز اندکی (یک کف دست) نیاشامید.»

طاووس: صلاتی که نداشتن وضو، و اوزه ای که خوردن و آشامیدن به آن آسیب منی رساند کدام است؟

امام باقر(ع): صلات بی وضو، صلوات بر پیامبر(ص) است، و روزاه ای که خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمی زند، روزهٔ(سکوت) حضرت مریم است که گفت:«من برای خدا نذر کرده ام که روزه بگیرم و امروز با احدی سخن نمی گویم.»( که روزهٔ خاموشی بود و در آیهٔ26 سورهٔ مریم آمده است).

طاووس: آن چیزی که کم و زیاد می شود، آن چیزی که زیاد می شود ولی کم نمی گردد، و آن چیزی که کم می شود و زیاد نمی شود، چیست؟

امام باقر(ع): آم موجودی که کم و زیاد می شود، ماه است، و آن چیزی که زیاد می شود و کم نمی شود آب در یا است و آن چیزی که کم می شود و زیاد نمی گردد، عمر است.

به این ترتیب امام باقر(ع) به پانزده سؤال پیچیدهٔ طاووس، بی درنگ پاسخ داد و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت.

(سیره چهارده معصوم- نویسنده: محمّد محمّدی اشتهاردی- ص 471)

گفتگوی الیاس(ع) با امام باقر(ع)

الیاس(ع) از پیامبرانی است که طبق بعضی از روایات، هنوز زنده است  . او در یکی از ملاقاتهای خود با امام باقر(ع) گفتگویی دارد که خلاصهٔ آ چنین است:

امام صادق(ع) می گوید: پدرم امام باقر(ع) در مکّه بود و به طواف کعبه اشتغال داشت، در این هنگام ناگهان مردی نگابدار دیده شد کههفت شَوْطِ امام(ع) را قطع کرد و آن حضرت را به سوی محل صفا آورد، مرا نیز دعوت کرد ، به صفا رفتم و با سه نفر( امام باقر(ع)، مرد نقابدار و من) شدیم.

نقابدار به من گفت: خوش آمدی ای پسر پیغمبر(ص) سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت:«خبر و برکت خدا بر تو باد ای امین خدا، بع از پدرانش.»

سپس آن مرد نقابدار متوجّه پدرم(امام باقر(ع)  ) شد و گفت:

«ای ابا جعفر! اگر می خواهی تو به من خبر بده، یا من به تو خبر دهم، اگر می خواهی تو از من بپرس، یا من از تو بپرسم، اگر می خواهی تو مرا تصدیق کن ، یا من تو را تصدیق نمایم.»

امام باقر(ع): همهٔ اینها را می خواهم و آمادگی برای همه دارم.

مرد نقابدار: بنابر این مبادا زبانت در پاسخ به سؤال من، غیر از آن که در قلبت هست به من بگوید.

امام باقر(ع): چنین کاری کسی می کند که در دلش دو علم مختلف و متضاد باشد و خداوند از علمی که در آن دوگانگی هست، امتناع دارد.( یعنی منشأ علم ما از ذات پاک خدا است، از این رو در علم ما دو گانگی و تضادّ نیست.)

مرد نگابدار: سؤال من از همین جا آغاز می گردد که به قسمتی از آن پاسخ دادی، اکنون بفرمایید چه کسی به علمی که در آن دو گانگی و اختلاف نیست آگاه است؟

امام باقر(ع) : تمام این علم در نزد خدا است، ولی آنچه برای بندگان است نزد «اوصیا» است.

مرد نقابدار، نقاب خود را باز کرد و با چهرهٔ افروخته، راست نشست و گفت:« من برای همین مقصود به اینجا آمده ام و در جستسوی این گونه علم هستم.» سپس پرسید:

« اوصیا، آن علم بی اختلاف را چگونه می دانند و تحصیل می کنند؟»

امام باقر(ع) : همان گونه که رسول خدا می دانست و (از راه وحی و الهام) تحصیل می کرد، با این فرق که پیامبر(ص) آنچه را می دید اوصیا نمی دیدند زیرا او پیغمبر بود. ولی اینها «مُحَدَّث» ( دریافت کنندهٔ خبر از فرشتگان هستند) ،، پیامبر(ص) بر خدا ( در معراجها) وارد میشد و وحی الهی را می شنید، ولی اینها آن را نمی شنوند...

تا اینکه امام باقر(ع) به آن مرد نقابدار فرمود: « دلم می خواست  با چشمت  مهدی این  امّت ( حضرت  ولی عصر-عج)  را می دیدی ، در حالی که فرشتگان، روحهای کافران مرده را با شمشیر آل داود(ع) ، بین زمین و آسمان، عذاب می کنند و همچنین ارواح زندگانی کافران را که در زمین هستندبه آنها ملحق می سازند.»

مرد نقابدار در همین هنگام، شمشیری بر آورد وگفت:

هٰا اِنّ هٰذا مِنْهٰا:

«هان! این شمشیر از همان شمشیر ها است.»

امام باقر(ع) : « آری سوگند به کسی که محمّد(ص)را برای هدایت بشر برگزید ، چنین است.»

در این هنگام آن مرد نقابدار، نقاب خود را کاملاً کنار زد و خود را معّرفی کرد و گفت:« من الیاس هستم، سؤالات من به خاطر بی اطّلاعی خودم نبود، بلکه می خواستم ای گفتگو موجب قوت قلب اصحاب تو شود...

( سیره چهارده معصوم- نویسنده:محمّد محمّدی اشتهاردی- ص273)

مناظره در بارهٔ پسر بودن حسن و حسین(ع) نسبت به پیامبر(ص)

امام باقر(ع) : یکی از شاگردانش به نام« ابوالجارود» را واسته قرار داد تا مناظرهٔ زیر را با منکران پسر بودن حسن وحسین(ع) نسبت به پیامبر(ص) انجام دهد.

ابوالجارو: آنها (بنی امیه و پیروانشان) اعتقاد به اینکه حسن و حسین(ع) پسران پیامبر(ص) هستند را انکار میکنند.

امام باقر(ع): در ردّ آنها مناظره کردی؟

ابوالجارود: به آنها گفتم، خداوند در قرآن می فرماید: 

وَ مِنْ ذُرَّ یَتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ... وَ زَکَرِیّا وَیَحْیٰی وَ عِیسی...؛ و از دود مان ابراهیم، داوود و سلیمان... و زکریا و یحیا و عیسی وغیره... است .

عیسی(ع) که پدر نداشت خداوند از طریق مادرش مریم(ع)، او را از ابراهیم دانسته است.

و نیز بر آنها احتجاج کردم به آیهٔ مباهله که خداوند می فرماید: 

قُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ اَبْنٰا ئَنٰا وَ اَبْنٰا ئَکُمْ وَنِسٰا ئَنٰا وَ نِسٰا ئَکُمْ...؛ بگو بیایید ما فرزندان خود را ، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را شما نیز زنان خود را دعوت به مباهله کنیم...

که پیامبر(ص) طبق فرمان این آیه، حسن و حسین(ع) را به عنوان پسران خود برای مباهله با گروه مسیحی آورد.

امام باقر(ع): آنها چه گفتند؟

ابوالجارود: آنها گفتند: گاهی فرزند دختر ، فرزند به حساب می آید ولی نه فرزند صلبی( که از نسل او حساب شوند).

امام باقر(ع) : ای ابوالجارود، سوگند به خدا آیه ای از قرآن می آورم که از آن فهمیده می شود که حسن وحسین(ع) فرزندان رسول خدا(ص) از صُلْب او بودند، و جز کافر کسی قدرت انکار آن را ندارد.

ابوالجارود: آن کدام آیه است؟

امام باقر(ع): در قرآن می خوانیم:

حُرَّمَتْ عَلَیْکُمْ اُمَّهٰاٰ تِکُمْ وَ بَنٰا تِکُمْ وَ اَخَوٰاتِکُمْ – تا اینجا- وَ حَلائِلُ اَبْنٰا ئِکُمْ الَّذِن مِنْ اَصْلٰا بِکُمْ؛

حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران... و هچنین همسرهای پسرانتان که از صُلْب (نسل) شما هستند.

ای ابولجارود از منکران بپرس، آیا ازدواج رسول خدا(ص) به همسران حسن و حسین(ع) جایز است؟ اگر در پاسخ گفتند آری دروغ می گویند و اگر گفتند جایز نیست ثابت می شود که سوگند به خدا حسن و حسین(ع) پسران صلبی پیامبرند، و همسران آنها بر آن حضرت حرام نبودند مگر به خاطر پیوند صُلبی حسن و حسین(ع) که پیامبر(ص) دارند. 

(سیرهٔ چهارده معصوم- نویسنده: محمّد محمّدی اشتهاردی- ص 479)

«گردآورنده: عبدالحسین میهن پرست»

 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic