الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


گریه انبیا بر مصائب امام حسین (ع)

1- روضه خوان جبرئیل و مستمع حضرت آدم (ع):

در تفسیر کلماتی که سبب پذیرفته شدن توبه حضرت آدم گردید . در آیه شریفه «فَتلَقی آدَمُ مِنْ رَبّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ»

روایت است که حضرت آدم در پایه عرش . اسمای پیامبر (ص) را دید پس جبرئیل به او تلقین نمودکه بگو:

یٰا حَمِیدُ بِحَقّ مُحَمَدْ ، یٰا عٰالِی بِحَقّ عَلِیٍ ، یٰا فٰا طِرُ بِحَقِ فٰا طِمَة ، یٰا مُحْسِنُ بِحَقِ الْحَسَنِ

 

و الْحُسَیْنِ ، وَ مِنْکَ الْإحْسٰا نُ

 

چون نام حسین (ع) را بر زبان جاری کرد اشکش جاری شد و قلبش شکست و گفت ای برادر! جبرئیل،

چرا در یاد کردن پنجمی ، قلبم می شکند و اشکم جاری میشود؟

جبرئیل عرض کرد : این فرزند تو به مصیبتی مبتلا میشود که همه مصیبت ها در مقابل آن کوچک است

فرمود : ای برادر!آن چه مصیبتی است؟  جبرئیل پاسخ داد:

یُقْتَلُ عَطْشٰا ناً غَرِ یباً وَحِیدً ا فَرِیداً ، لَیْسَ لَهُ نٰاصِرٌ وَ لٰا مُعِینٌ

(با لب تشنه غریب و بی کس و تنها کشته می شود، و برای او هیچ یاور و معینی نباشد.)

ای آدم! ای کاش او را می دیدی که می گوید:

« وٰا عَطَشٰاهُ وٰا قِلَّةَ  نٰاصِرٰاهُ ،حَتّیٰ یَحُولَ الْعَطَشُ بَیْیَهُ وَ بَیْنَ السّمٰاء کَا لدُّ خٰانِ، فَلَمْ أحَدٌ إلّا بِا                                     لسُّیُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ »

( داد از تشنگی، فریاد از کمی یاور، به نحوی که تشنگی بین او و آسمان مانند دود حائل شود .. یعنی از شدت تشنگی آسمان را چون دود ببیندو هیچ کس او را اجابت نکند مگر به ضربه های شمشیر و چشانیدن مرگ)

او را ذبح کنند چون گوسفندی که از قفا بکشند ، و دشمنانش وسائل او را به غارت ببرند و سر او را و یارانش را به همراه عیالاتش در شهرها بگردانند . اینگونه در علم خداوند منّان گذشته است..

پس آدم و جیرئیل چون مادر جوان مرده گریستند.

2- مجلسی در بهشت ، روضه خوان جبرئیل و مستمع پیامبر(ص) :

حضرت امام حسن مجتبی (ع) هنگام رفتن از دنیا رنگ مبارکش مایل به سبزی شد. پس گریست و به برادر فرمود : ای برادر! حدیث جدّم در بارهٔ من و تو صحیح است ، و مدت زیادی دست به گردن یک دیگر انداخته گریستند.

حضرت سیّد الشهداء (ع) از آن حدیث پرسید ، پاسخ داد که جدّم فرمود :

در شب معراج چون داخل باغهای بهشت شدم دو قصر بسیار بلند نزدیک هم دیدم یکی از زبر جد سبز ودیگری از یاقوت سرخ، از جبرئل سؤال کردم: این دو قصر برای کیست ؟ گفت: یکی از حسن ودیگری از حسین (ع) می باشد. گفتم: چرا رنگها یکی نیست؟ سکوت نمود و پاسخ نداد . گفتم: چرا جواب نمی دهی؟ گفت:حیا میکنم. چون رسول خدا (ص) جبرئیل را سوگند داد، گفت: سبزی قصر حسن، بان جهت است که با زهر شهید میشود، و هنگام مردن رنگ او سبز میگردد. وسرخی قصر حسین به سبب آن است که او را می کشند، و صورتش به خون او سرخ شود.پس پیامبر و جبرئیل و همه حاضران صدا به گریه وشیون بلند نمودند.

3- مجلس حضرت آدم در کربلا ، که در فصل انبیا و زمین کربلا می آید.

4- مجلسی در کشتی نوح، که چون به محل شهادت آن حضرت رسید متلا طم گردید. این نیز خواهد آمد

5- چون موسی با خضر در مجمع البحرین ملاقات نمود، حدیث از آل محمد(ص) و ابتلای ایشان نمودند

و صدای ایشان به ناله و گریه بلند شد.

مرحوم ملا حبیب الله کاشانی می نویسد: چون حضرت موسی با خضر در مجمع البحرین ملاقات کرد از آل محمد(ص) سخن به میان آمد چون به حدیث کربلا رسیدند گریستند.

6- حضرت سلیمان که با حَشَم وخَدَم وجنّ و انس و پرندگان بر فرش خود نشسته در هوا سیر می کرد چون محاذی قتلگاه سیّدالشهداء (ع) رسید با آن فرش را سه دور پیچانید و به سوی زمین آورد. در آنجا نیز ذکر مصیبت آن حضرت شد که حدیث آن بیاید.

 

7- چون حضرت ابراهیم ملکوت آسمانه را مشاهده کرد ونظر بر عرش اعظم نمود پنج نور مقدس دید که به عرش الهی احاطه کرده اند. پرسید: این انوار مقدسه از کیست؟ گفتند: انوار مقدسه حضرت محمد بن عبدالله(ص) و وصی و دختر و دو فرزند آنها. پرسید: سبب چیست که هرگاه به ایشان نظر می کنم خوشحال می شوم ، و چون به نور پنجمی نظر می کنم مهموم ومغموم می شوم ؟ گفتند: ای ابراهیم! نمی دانی به صاحب این نور مقدس چه ظلم ها می کنند، چون مقداری از آن را شنید محزون ومغموم گردید و زندگی بر او تلخ شد.

 

8- در جریان شکستن بتها، چون حضرت ابراهیم (ع) به ستارگان نظر انداخت و مصیبت هایی که بر امام حسین (ع) وارد میشود آگاه شد « إنّی سَقِمٌ» (من بیمارم) یعنی غمِ مصیبت های حضرتش مرا بیمار کرد.

 

9- مجلس دیگر برای حضرت ابراهیم(ع) هنگامی که به ذبح فرزندش اسماعیل مأمورشد ، که روایت آن در فصل فضیلت گریه بر آن حضرت نقل شد.

 

10-   مجلس سوّم برای ابراهیم خلیل(ع) چون از کربلا عبور میکرد پای اسبش لغزید، به زمین افتاد و سر مبارکش شکست، جبرئیل آمد که در این سرزمین فرزن خاتم اوصیا شهید می شود و برای موافقت با سبط خاتم پیامبران(ص)خون تو جاری شد ،

11-   مجلس دیگر در کر بلا که مرثیه خوان آهوان صحرا بودند، و گریه کننده عیسی بن مریم و حواریّون بودند.

12-  مجلسی که در طور سینا روضه خوان خداوند و مستمع موسی کلیم الله بود: یکی از بنی اسرائیل حضرت موسی(ع) را دید که به تعجیل می رود، و رنگ آن حضرت زرد و بدنش لرزان است، او را ضعف گرفته و چشمش به گودی رفته، از این حالت دانست که به مناجات می رود. عرض کرد: ای پیامبرخدا! گناه بزرگی کرده ام، از خدا برایم در خواست عفو کن. چون موسی (ع) با خدا مناجات کرد، عرض کرد: ای پروردگار جهانیان ! از تو سؤال می کنم در حالی که تو عا لمی پیش از گفتار من. خداوند متعال فرمود:ای موسی! هرچه از من بخواهی به تو عطا می کنم. حضرت موسی عرض کرد:پروردگارا! فلان بنده تو گناهی کرده و از تو عفو مسئلت دارد. خداوند فرمود: ای موسی! هرکس از من طلب مغفرت نماید او را عفو می کنم مگر کُشنده حسین(ع). حضرت موسی عرض کرد: پروردگارا! حسین کیست؟ خطاب رسید: همان شخصی که قبلاً در ناحیه از کوه طور از او یاد شد. عرض کرد:پروردگارا!چه کسی او را می کشد؟ فرمود: جماعتی ستمگر و گردنکش که خود را از امّت جدّ او می شمارند، او را در زمین کربلا می کشند، و اسب او فرار می کند و شیهه می کشد و در شیهه اش می گوید:                                                         

« ای داد! ای داد!  از امتی که فرزند دختر پیغمبر خود را کشتند. پس او به روی ریگ ها بی غسل و کفن باقی بماند، وسائل او را به غارت برند، و زنان ودختران او را شهید نمایند، وسرهای ایشان را با سر آن حضرت بر سر نیزه ها کنند و در اطراف بگردانند ای موسی!اطفال کوچک ایشان را تشنگی هلاک کند، و پوست بدن بزرگشان (ازشدّ ت تشنگی)  به هم کشیده می شوند ، استغاسه می کنند وکسی آها را یاری نمی کند و پناه می طلبند ولی پناه دهنده و حمایت کننده ای نیست»

موسی (ع) گریست...و خداوند سبحان فرمود:ای موسی!بدان که هر کس بر او گریه کند، یا بگریاند،یا خود را به گریه وادار نماید، بدنش را بر آتش حرام کردم.

13-  مجلس دیگری در بیتالمقّدس برپاشد که روضه خوان خداوند و مستمع حضرت زکریّا بود:

از جمله سؤال های سعدبن عبدالله از حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف این بود که مرا از

تأویل « کهیعص»خبر دهید؟ فرمودند: این حروف از خبرهای غیبی است که خداوند بنده اش     ذکریّا      

رابر آن مطلع نموده و بعد از آن برای حضرت محمد(ص) نقل فرموده است، و داستان از این قرار

است:

حضرت ذکریّا از خدا سؤال کرد که اسمای خمسه طیّبه را به او تعلیم کند. جبرئیل نازل شد و به او

تعلیم نمود. هرگاه زکریّا حضرت محمد و علّی و فاطمه وحسن (ع) را یاد می کرد، اندوه و    ناراحتی

    اش بر طرف می شد وچون حضرت حسین (ع) را یاد می کرد،گریه اش می گرفت و اشکش جاری  

       می شد و نفس او بند می آمد ..روزی عرض کرد :پروردگارا!چه می شود که چون آن چهار بزرگوار را

یاد می کنم از همّ وغمّ میرهم، و چون حسین (ع) را یاد می کنم اشکم می ریزد و به هیجان می افتم؟ خداوند متعال او را از قضیه آن حضرت خبر داد و فرمود: (کهیعص)«کاف» اشاره به کربلاست، و«هاء» هلاکت عترت طاهره، و «یاء» یزید که به حسین(ع) ظلم می کند (واو را می کشد)، و«عین» عطش آن حضرت و«صاد» صبر آن جناب. چون زکریّا این واقعه را شنید سه روز از مسجد بیرون نیامد، و مردم را از داخل شدن منع کرد، و پیوسته گریه وناله می نمود و عرض می کرد: خدایا!آیا دل بهترین خلق خود را در مصیبت فرزندش به درد می آوری! الهی! آیا بر ساحت مقدس او گرفتاری این مصیبت خود را نازل می کنی! آیا لباس این مصیبت را بر تن علیّ و فاطمه (س) می پوشانی! و آیا سختی این مصیبت را بر حریم آنها روا می داری!

آنگاه عرض کرد:خدایا فرزندی به من عنایت فرما که در پیری چشم من به او روشن گردد، و محبت او را در دل من زیاد کن و سپس مرا به مصیبت او مبتلا نما، چنانکه حبیب خود را به مصیبت فرزندش مبتلا خواهی کرد.

پس خداوند یحیی (ع) را روزی زکریّا کرد، و او را به مصیبتش مبتلا نمود، مدّت حمل یحیی (ع) شش ماه بود چنانکه حضرت حسین (ع)نیز شش ماهه به دنیا آمد

14-مجلس دیگر برای عیسی بن مریم بود که شیر مرثیه خواند و آن حضرت وحواریّون گریستند..

(از کتاب سحاب رحمت - تاریخ  وسوگنامه سیدالشهداء- عباس اسماعیلی یزدی-ص 114)

« گردآورنده: عبدالحسین میهن پرست»             التماس دعا




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات