الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


احكام تیمم‏

س 200: اگر چیزهایى مثل خاک، گچ، سنگ که تیمم بر آنها صحیح است، به دیوار چسبیده باشند، آیا تیمم بر آنها صحیح است یا آنکه حتماً باید بر روى زمین باشند؟

ج: در صحّت‏ تیمم، بودن آنها بر روى زمین شرط نیست.

س 201: در صورتى که جنب بر اثر عدم امکان رسیدن به حمام، چند روزى جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازى که با تیمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغرى از او سر بزند، آیا براى نماز بعدى باید دوباره تیمم بدل از غسل نماید؟ یا آنکه همان تیمم اول از جهت جنابت کفایت مى‏کند، و براى نمازهاى بعدى از جهت حدث اصغر وضو یا تیمم واجب است؟

ج: شخص جنب پس از آن که به‌طور صحیح تیمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى که عذرِ شرعىِ مجوّز تیمم برطرف نشده است، بنا بر احتیاط واجب باید براى اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل نماید و وضو هم بگیرد و اگر معذور از وضو باشد باید تیمم دیگرى بدل از آن نماید.

س 202: آیا تیمم بدل از غسل همان احکام قطعى و ثابت غسل را دارد؟ به این معنى که آیا با آن داخل مسجد شدن جایز است؟

ج: ترتیب همه آثار شرعى غسل بر تیمم بدل از غسل جایز است، مگر این که تیمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد.

س 203: شخصى که از مجروحین جنگى است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نیست، آیا مى‏تواند به این دلیل که حمام رفتن براى او کمى مشقت دارد، براى انجام اعمال مستحبى مانند غسل جمعه و زیارت و غیر آنها تیمم بدل از غسل نماید؟

ج: صحّت‏ تیمم بدل از غسل براى اعمالى که مشروط به طهارت نیست، مانند زیارت محل اشکال است، ولى انجام آن بجاى غسل‏هاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبیت اشکال ندارد.

س 204: کسى که فاقد آب است و یا استعمال آب برایش ضرر دارد، آیا در صورت تیمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت براى او جایز است؟ قرائت قرآن کریم چه حکمى دارد؟

ج: تا زمانى که عذر مجوّز تیمم باقى است و تیمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جایز است.

س 205: رطوبتى از انسان در حال خواب خارج مى‏شود و بعد از بیدارى چیزى به یاد نمى‏آورد ولى لباس خود را مرطوب مى‏بیند و وقت هم براى به یاد آوردن ندارد زیرا نماز صبح او قضا مى‏شود. وظیفه انسان در این حالت چیست؟ چگونه نیت تیمم بدل از غسل نماید؟ حکم اصلى در این‌باره چیست؟

ج: اگر مى‏داند که محتلم شده، جنب است و باید غسل کند و در صورت تنگى وقت باید بعد از تطهیر بدنش تیمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نماید، ولى در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جارى نمى‏شود.

س 206: شخصى که چندین شب متوالى جنب شده، با توجه به این که در حدیث شریف آمده است که چند روز متوالى حمام رفتن انسان را ضعیف مى‏کند، چه تکلیفى دارد؟

ج: غسل بر او واجب است، مگر این که استعمال آب براى او ضرر داشته باشد که در این صورت باید تیمم کند.

س 207: من در یک وضعیت غیرطبیعى به سر مى‏برم، به‌طورى که از من چند دفعه بدون اختیار در نوبت‏هاى متعدد منى خارج مى‏شود که خروج آن همراه با لذت نیست. وظیفه من درباره هر نماز چیست؟

ج: اگر غسل کردن براى هر نماز ضرر دارد و یا تکلیفِ خیلى دشوارى بر شماست، بعد از تطهیر بدن با تیمم نماز بخوانید.

س 208: کسى که غسل جنابت را براى نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد این که اگر غسل کند، مریض مى‏شود، تیمم کرده است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر به اعتقاد او غسل برایش ضرر دارد، تیمم اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.

س 209: کیفیت تیمم چگونه است؟ آیا فرقى بین تیمم بدل از وضو و غسل هست؟

ج: تیمم بدین ترتیب است: ابتدا باید نیت نماید و سپس کف هر دو دست را بر چیزى که تیمم بر آن صحیح است بزند و آن را به تمام پیشانى و دو طرف آن از جایى که موى سر مى‏روید تا ابروها و بالاى بینى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ، بکشد و احتیاط واجب این است که بار دیگر دستها را به زمین بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد. این ترتیب در تیمم بدل از وضو و بدل از غسل یکسان است.

س 210: تیمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمى دارد؟

ج: تیمم بر هر آنچه از زمین محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحیح است. و بعید نیست، تیمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحیح باشد.

س 211: فرموده‏اید چیزى که بر آن تیمم مى‏شود باید پاک باشد، آیا اعضاء تیمم (پیشانى و پشت دستها) هم باید پاک باشند؟

ج: احتیاط آن است که در صورت امکان، پیشانى و پشت دستها پاک باشند و اگر فردى نتواند محل تیمم را تطهیر کند، بدون آن تیمم نماید؛ هرچند بعید نیست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.

س 212: اگر انسان نتواند وضو بگیرد و تیمم هم براى او امکان نداشته باشد، چه وظیفه‏اى دارد؟

ج: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگیرد و تیمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتیاط باید نماز را در وقت بدون وضو و تیمم بخواند و سپس با وضو یا تیمم قضا کند.

س 213: من به بیمارى پوستى مبتلا شده‏ام، به‌طورى که هرگاه غسل مى‏کنم پوست بدنم خشک مى‏شود. حتى در صورت شستن دست و صورتم هم این خشکى به وجود مى‏آید. بنا بر این مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتیجه هنگام وضو به‌خصوص براى نماز صبح با مشکلاتى مواجه مى‏شوم. آیا جایز است در نمازهاى صبح به جاى وضو تیمم کنم؟

ج: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحیح نیست، و باید به جاى آن تیمم کنید. و اگر ضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسیدن آب به اعضاى وضو نباشد، باید وضو بگیرید و اگر مانع است و مى‏توانید روغن را پاک نموده و وضو بگیرید و سپس روغن بزنید، نوبت به تیمم نمى‏رسد.

س 214: شخصى به خاطر تنگى وقت، نمازش را با تیمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز براى او آشکار مى‏شود که وقت براى وضو داشته است. نماز او چه حکمى دارد؟

ج: اعاده آن نماز بر او واجب است.

س 215: ما در منطقه سردسیرى زندگى مى‏کنیم که نه حمام دارد و نه مکانى براى استحمام، وقتى در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بیدار مى‏شویم، با توجه به این که غسل کردن جوانان در نیمه شب در برابر مردم با آب مشک یا حوض عیب شمرده مى‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکلیف ما براى روزه فردا چیست؟ آیا تیمم جایز است؟ در صورتى که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمى دارد؟

ج: مجرد مشقّت یا عیب شمرده شدن اغتسال جوانان در نیمه شب، عذر شرعى محسوب نمى‏شود، بلکه مادامى که غسل، حرجى و موجب ضرر براى مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتى که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج یا ضرر باید قبل از طلوع فجر تیمم کند و با تیمم بدل از غسل جنابت پیش از طلوع فجر روزه‏اش صحیح است، و اگر تیمم نکند روزه‏اش باطل است، ولى امساک در طول روز بر او واجب مى‏باشد.

 

احكام بانوان‏

س 216: مادرم از ذریّه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است. آیا من نیز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آیا مى‏توانم عادت ماهیانه‏ام را تا شصت سالگى، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟

ج: تعیین سن یائسگى محل تأمل و احتیاط است؛ بانوان مى‌توانند در این مسأله به مجتهد جامع‌الشرایط دیگر مراجعه نمایند.

س 217: اگر زنى که به خاطر نذر روزه روز معیّنى روزه‏دار است، در حال روزه حیض شود، چه تکلیفى دارد؟

ج: روزه‏اش با عادت شدن، ولو در یک جزء از روز باشد، باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.

س 218: لکه‏هایى که زن بعد از یقین به پاک شدن مى‏بیند، با توجه به این که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمى دارد؟

ج: اگر خون نباشد حکم حیض را ندارد، و اگر خون باشد اگر چه به‌صورت لکه‏هاى زرد رنگ و از ده روز تجاوز نکند همه آن لکه‏ها محکوم به حیض است، و تشخیص این موضوع به عهده زن‏است.

س 219: جلوگیرى از عادت ماهیانه به وسیله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمى دارد؟

ج: اشکال ندارد.

س 220: اگر زنى در ایام باردارى به خون‌ریزى کمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آیا غسل بر او واجب مى‏شود یا خیر؟ وظیفه او چیست؟

ج: خونى که زن در ایام باردارى مى‏بیند اگر صفات و شرایط حیض را داشته باشد، و یا در زمان عادت بوده و سه روز اگر چه در باطن استمرار داشته باشد خون حیض است و الا استحاضه خواهد بود.

س 221: زنى داراى عادت ماهیانه معیّنى مثلاً هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگیرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بیند. آیا خونى که از روز هفتم به بعد مى‏بیند خون حیض است یا استحاضه؟

ج: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى که در ایام عادت مى‏بیند خون حیض است و باقى استحاضه خواهد بود.

س 222: آیا جایز است زنى که در حال حیض و یا نفاس است داخل حرم امام‌زادگان(علیهم‌السلام) شود؟

ج: جایز است.

س 223: زنى که عمل کورتاژ (سقط جنین) را انجام داده، در حال نفاس است یا خیر؟

ج: بعد از سقط جنین ولو به‌صورت علقه باشد اگر خونى را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.

س 224: خونى که زن در سن یائسگى مى‏بیند، چه حکمى دارد؟ و وظیفه شرعى او چیست؟

ج: محکوم به استحاضه است.

س 225: یکى از راههاى جلوگیرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى است. زن‌هایى که از این داروها استفاده مى‏کنند لکه‏هاى خونى را در ایام عادت و غیر آن مشاهده مى‏کنند. این لکه‏ها چه حکمى دارد؟

ج: اگر این لکه‏ها واجد شرایط شرعى حیض نباشد، حکم حیض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه‏است.

احكام اموات‏

س 226: آیا در غسل و کفن و دفن اموات، مماثلت و همجنس بودن شرط است یا هر یک از زن و مرد مى‏تواند امور میت دیگر را انجام دهد؟

ج: همجنس بودن با میّت فقط در غسل دادن او شرط است و در صورتى که غسل دادن میّت به وسیله همجنس او امکان دارد، غسل دادن به وسیله غیر همجنس صحیح نیست و غسل میّت باطل است. ولى در تکفین و تدفین همجنس بودن شرط نیست.

س 227: امروزه در روستاها متعارف است که اموات را در منزل مسکونى غسل مى‏دهند. گاهى میّت وصى نداشته و چند فرزند صغیر دارد. نظر مبارک راجع به این موارد چیست؟

ج: تصرّفات مورد نیاز براى تجهیز میّت از قبیل غسل و کفن و دفن، به مقدار متعارف، متوقف بر اذن ولى صغیر نیست و اشکال از جهت وجود فرزندان صغیر ایجاد نمى‏شود.

س 228: شخصى بر اثر تصادف یا سقوط از ارتفاع فوت کرده است و جسد او خونریزى دارد، آیا باید منتظر ماند تا خون، خود به خود یا با وسائل پزشکى بند بیاید یا این که با وجود خونریزى جایز است اقدام به دفن او نمایند؟

ج: تطهیر بدن میّت قبل از غسل در صورت امکان واجب است، و اگر انتظار براى توقف خونریزى یا منع آن ممکن باشد، واجب است.

س 229: استخوان مرده‏اى که حدود چهل یا پنجاه سال از دفن آن مى‏گذرد و مقبره او از بین رفته و تبدیل به میدان عمومى گردیده است، در اثر کندن نهرى در آن میدان ظاهر شده است. آیا لمس کردن استخوان‏ها براى دیدن آنها اشکال دارد؟ آیا استخوان‏ها نجس هستند؟

 

س 230: آیا براى انسان جایز است که پدر یا مادر و یا یکى از بستگان خود را در کفنى که براى خودش خریده است، کفن کند؟

ج: اشکال ندارد.

س 231: یک تیم پزشکى براى انجام آزمایشها و تحقیقات پزشکى احتیاج دارند که قلب و بعضى از اعضاى مرده را از جسد او جدا سازند و بعد از گذشت یک روز از انجام آزمایشها و مطالعات، اقدام به دفن آن کنند. امیدواریم لطف نموده به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:

 

1. آیا با توجه به این که امواتى که این آزمایشها بر روى آنها اعمال مى‏شود از مسلمانان هستند، اقدام به این کار براى ما جایز است؟

 

2. آیا دفن قلب و بعضى از اعضاى جسد جداى از بدن میّت جایز است؟

 

3. آیا با توجه به این که دفن جداگانه قلب و بعضى از اعضا مشکلات فراوانى براى ما ایجاد مى‏کند، دفن آن اعضاء با بدن میّت دیگر جایز است یا خیر؟

ج: در صورتى که نجات نفس محترمه یا دستیابى به تجارب علوم پزشکى که جامعه به آن محتاج است، و یا شناسایى نوعى بیمارى که حیات مردم را تهدید مى‏کند، متوقف بر تشریح باشد، تشریح جسد میّت جایز است، لکن لازم است تا آنجا که استفاده از جسد غیر مسلمان امکان دارد، از جسد مسلم استفاده نشود. حکم شرعى اعضایى که از جسد مسلمان جدا شده‏اند، این است که با بدن دفن شوند، و اگر امکان نداشت، دفن جداگانه آنها اشکال ندارد.

س 232: اگر شخصى براى خودش کفنى بخرد و همیشه در وقت نمازهاى واجب یا مستحب یا هنگام قرائت قرآن کریم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان کفن استفاده کند. آیا این عمل جایز است؟ آیا از نظر اسلام صحیح است که انسان کفنى را براى خود بخرد و بر آن آیات قرآنى بنویسد و از آن فقط هنگام تکفین استفاده نماید؟

ج: موارد مذکور اشکال ندارد.

س 233: اخیراً جنازه زنى در یک قبر قدیمى که تاریخ آن به حدود هفتصد سال پیش بر مى‏گردد، کشف شده است. این جنازه مشتمل بر اسکلت استخوانى عظیم کامل و سالمى است که بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى که آن را کشف کرده‏اند، جنازه متعلّق به یک زن مسلمان است. آیا جایز است این اسکلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبیعى (بعد از بازسازى شکل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازدید قرار داد تا موجب عبرت بازدید کنندگان از موزه علوم طبیعى گردد و یا با نوشتن آیات و احادیث مناسب باعث تذکر و موعظه دیدار کنندگان شود؟

ج: اگر ثابت شود که اسکلتِ استخوانى، متعلّق به بدن میّت مسلمان است، دفن فورى آن واجب است.

س 234: گورستانى در روستایى وجود دارد که ملک خاص کسى نیست و وقف هم نشده است، آیا جایز است اهالى این روستا از دفن اموات شهر یا روستاهاى دیگر یا میتى که وصیت کرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگیرى کنند؟

ج: اگر قبرستان عمومى مزبور ملک خاص کسى یا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات دیگران در آن قبرستان جلوگیرى کنند و اگر شخصى وصیت کرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصیت عمل شود.

س 235: روایاتى وجود دارد دال بر این که پاشیدن آب بر قبور مستحب است، مانند روایاتى که در کتاب «لآلى الاخبار» ذکر شده است، آیا این استحباب مخصوص روز دفن میّت است یا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاَخبار» چنین است؟ نظر جنابعالى در این‌باره چیست؟

ج: پاشیدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نیز به قصد رجاء اشکال ندارد.

س 236: چرا میّت را شب دفن نمى‏کنند؟ آیا دفن میّت در شب حرام است؟

ج: دفن میّت در شب اشکال ندارد.

س 237: شخصى بر اثر تصادف ماشین فوت کرده است، پس از غسل و کفن او را به قبرستان آوردند، ولى هنگام دفن متوجه شدند که تابوت و کفن آغشته به خونى است که از او جریان دارد، آیا عوض کردن کفن او در این حالت واجب است؟

ج: اگر شستن آن قسمت از کفن که به خون آغشته شده است یا بریدن و یا عوض کردن آن امکان داشته باشد، آن کار واجب است، ولى اگر امکان ندارد، دفن میّت به همان صورت جایز است.

س 238: اگر سه ماه از دفن آن میّت با کفن آغشته به خون بگذرد، آیا نبش قبر در این حالت جایز است؟

ج: نبش قبر در فرض سؤال جایز نیست.

س 239: از حضرتعالى تقاضا مى‏کنیم به سه سؤال زیر پاسخ فرمایید.

 

1. اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنیا برود، جنین موجود در رحم زن در موارد زیر چه حکمى دارد:

 

2. اگر زن حامله هنگام وضع حمل بمیرد، آیا بررسى کامل مرگ و زندگى جنین بر دیگران واجب است؟

 

3. اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت کند و بچه در شکم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنین دستور دفن مادر با جنین را بدهد، نظر شما در این‌باره چیست؟

ج: اگر جنین با مرگ مادرش فوت کند، و یا فوت مادر پیش از دمیده شدن روح در جنین باشد، خارج کردن آن از شکم مادر واجب نیست، بلکه جایز هم نیست. ولى اگر روح در او دمیده شده و در شکم مادرش که از دنیا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج کردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است که سریعاً او را از شکم مادر خارج کنند، و تا وقتى که موت جنین در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنین جایز نیست و اگر جنین زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج کردن جنین زنده از شکم مادر نمایند. همچنین اگر حفظ حیات جنین در شکم مادرش متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، ظاهر این است که تأخیر دفن مادر واجب است تا جان جنین حفظ شود، و اگر کسى بگوید دفن زن حامله با جنین زنده‏اى که در رحم او وجود دارد جایز است و دیگران به گمان صحّت‏ نظر او اقدام به دفن نمایند و این کار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن دیه بر کسى که مباشر دفن بوده، واجب است، مگر این که مرگ جنین مستند به گفته آن شخص باشد که در این صورت دیه بر او واجب است.

س 240: شهردارى براى استفاده بهینه از زمین، دستور داده است قبرها به‌صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏کنیم حکم شرعى آن را بیان فرمایید.

ج: جایز است که قبور مسلمانان در چندین طبقه ساخته شود، به شرطى که این کار سبب نبش قبر و هتک حرمت مسلمان نشود.

س 241: کودکى در چاه سقوط کرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج کردن بدن او است، حکم آن چیست؟

ج: جسد کودک در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصى کسى نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضى باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.

س 242: در منطقه ما مرسوم است که مراسم سینه‏زنى و زنجیرزنى به‌صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و شهدا و بزرگان دینى برگزار مى‏شود. آیا برپایى این مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نیروهاى بسیج و یا از کسانى که به نحوى به حکومت اسلامى و این ملت مسلمان خدمات کرده‏اند، جایز است؟

این عمل اشکال ندارد.

س 243: با توجه به اینکه رفتن به قبرستان در شب مکروه است، اگر کسى با این اعتقاد که شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثرى در تربیت اسلامى است، شبانه به قبرستان برود، چه حکمى دارد؟

ج: اشکال ندارد.

س 244: آیا شرکت در تشیع جنازه و حمل آن براى زنان جایز است؟

ج: اشکال ندارد.

س 245: در میان بعضى از عشایر معمول است که هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خرید تعداد زیادى گوسفند مى‏کنند تا همه کسانى را که در مراسم عزادارى شرکت مى‏نمایند، اطعام کنند. این کار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود، آیا تحمل این ضررها براى حفظ عادات و رسوم جایز است؟

ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضایت آنها باشد، جایز است. ولى اگر این کار موجب بروز مشکلات و ضررهاى مالى مى‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال میّت صورت بگیرد، بستگى به نحوه وصیت او دارد و به‌طور کلّى در این گونه امور باید از اسراف و زیاده روى که موجب تضییع نعم الهى مى‏شود پرهیز گردد.

س 246: اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مین کشته شود، آیا احکام شهید را دارد؟

ج: سقوطِ تکلیف غسل و کفن شهید از احکام اختصاصى شهیدى است که در میدان جنگ کشته شود.

س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى که در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏کنند، گاهى با کمین‏هایى که از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند که گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آیا غسل یا تیمم این شهداى عزیز واجب است یا این که آنجا میدان جنگ محسوب مى‏شود؟

ج: اگر آن محورها و منطقه مزبور میدان جنگ بین گروه حق و گروه باطل و یاغى باشد، افرادى که از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حکم شهید را دارند.

س 248: آیا کسى که واجد شرایط امامت در نماز جماعت نیست، جایز است امامت نماز میّت بر جنازه یکى از مؤمنین را عهده‏دار شود؟

ج: بعید نیست که شرایط معتبر در جماعت و امامت جماعت در سایر نمازها در نماز میّت شرط نباشد، هرچند احوط این است که آن شرایط در نماز میّت هم رعایت شود.

س 249: اگر مؤمنى در جایى از جهان در راه اجراى احکام اسلامى یا در تظاهرات و یا در راه اجراى فقه جعفرى کشته شود، آیا شهید محسوب مى‏شود؟

ج: چنین شهیدى اجر و ثواب شهید را دارد، ولى احکام تجهیز شهید اختصاص به کسى دارد که در میدان جنگ، هنگام درگیرى و در معرکه نبرد به شهادت رسیده باشد.

س 250: اگر مسلمانى بر اساس قانون و تأیید قوه قضائیه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شود و حکم اعدام درباره او اجرا گردد:

 

1. آیا نماز میّت بر او خوانده مى‏شود؟

 

2. شرکت در مجلس عزا و قرائت قرآن کریم و مصیبت خوانى براى اهل بیت(علیهم‏السلام) که براى او برگزار مى‏شود، چه حکمى دارد؟

ج: مسلمانى که حکم اعدام درباره او اجرا گردیده است، حکم سایر مسلمانان را دارد و همه احکام و آداب اسلامى میّت در مورد او هم جارى است.

س 251: آیا مسّ کردن استخوانى که همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟

ج: دست زدن به عضوى که از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.

س 252: آیا دست زدن به عضوى که از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ میت واجب مى‏شود؟

ج: دست زدن به عضوى که از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پیش از غسل دادن، در حکم دست زدن به بدن مرده است.

س 253: آیا شخص مسلمان را باید هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟

ج: شایسته است که شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به‌طورى که کف پاى او به جانب قبله باشد. بسیارى از فقهاء این عمل را برخود محتضر در صورتى که قادر باشد و بر دیگران، واجب دانسته‏اند و احتیاط در انجام آن ترک نشود.

س 254: اگر هنگام کشیدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن کنده شود، آیا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ میّت مى‏شود؟

ج: مس آن موجب غسل مس میت نمى‏شود.

س 255: آیا بر شهید مسلمانى که با لباسش دفن شده است، احکام مسّ میّت مترتب ‏است؟

ج: با مسّ شهیدى که تغسیل و تکفین در حق او ساقط است، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود.

س 256: اینجانب دانشجوى رشته پزشکى هستم. گاهى هنگام تشریح مجبور به مسّ جسد کسانیکه از دنیا رفته‏اند مى‏شویم و نمى‏دانیم که آن اموات مسلمان هستند یا خیر، و غسل داده شده‏اند، یا خیر؟ ولى مسئولین مى‏گویند که این اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به این مطالب امیدواریم وظیفه ما نسبت به نماز و غیر آن را بعد از مسّ آن اجساد بیان فرمایید، و اینکه آیا بر اساس آنچه ذکر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود یا خیر؟

ج: اگر غسل دادن میّت، احراز نشود و شما در آن شک داشته باشید، با مسّ جسد یا اجزاء آن، غسل مسّ میّت بر شما واجب مى‏شود، و نماز بدون غسل مسّ میّت صحیح نیست. ولى اگر اصل غسل میّت احراز شود با مسّ جسد یا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ میّت واجب نمى‏شود، حتى اگر در صحّت‏ غسل آن میّت شک داشته باشید.

س 257: شهیدى که نام و نشانى او معلوم نیست، با تعدادى از اطفال در یک قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى به دست آمد حاکى از این که آن شهید اهل شهرى که در آن دفن شده، نیست. آیا نبش قبر او جهت حمل جسد شهید به شهر خودش جایز است؟

ج: اگر بر اساس موازین و احکام شرعى دفن گردیده، نبش قبر وى جایز نیست.

س 258: اگر آگاهى از داخل قبر و تصویر بردارى تلویزیونى از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبردارى، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق مى‏کند یا خیر؟

ج: بر تصویربردارى از بدن میتى که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏کند.

س 259: شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه کوچه‏ها، خراب نماید آیا این عمل جایز است؟ ثانیاً: آیا خارج کردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مکانى دیگر جایز است؟

ج: تخریب قبور مومنین و نبش آنها جایز نیست، حتى اگر براى تعریض کوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن میّت مسلمان یا استخوان‏هاى آن که هنوز پوسیده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.

س 260: اگر شخصى بدون رعایت موازین شرعى اقدام به خراب کردن قبرستان مسلمانان کند، مسلمانهاى دیگر در برابر او چه مسئولیتى دارند؟

ج: وظیفه دیگران در این‌باره نهى از منکر با رعایت شرایط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخریب قبور استخوان بدن میت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجدّداً دفن نمایند.

س 261: پدرم در حدود 36 سال است که در قبرستان دفن شده است. اکنون به فکر افتاده‏ام که با کسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده کنم. آیا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در این‌باره لازم است؟

ج: اجازه گرفتن از سایر ورثه میّت نسبت به قبرى که زمین آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نیست. ولى قبل از تبدیل استخوان‏هاى میّت به خاک، نبش قبر براى دفن میّت دیگرى در آن جایز نیست.

س 262: آیا راهى براى خراب کردن قبرستان مسلمان‏ها و تبدیل آن به مراکز دیگر وجود دارد، توضیح دهید؟

ج: تغییر و تبدیل قبرستان مسلمانان که براى دفن اموات مسلمین وقف شده، جایز نیست.

س 263: آیا نبش قبر و تبدیل قبرستانى که براى دفن اموات وقف گردیده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقلید جایز است؟

ج: در مواردى که نبش قبر و تبدیلِ قبرستانِ وقف شده براى دفن اموات جایز نیست، اجازه مرجع تقلید اثرى ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشکال ندارد.

س 264: مردى در حدود بیست سال پیش فوت نموده، چندى پیش هم زنى در همان روستا از دنیا رفت، اشتباهاً قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن کردند، با توجه به این که در داخل قبر هیچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظیفه فعلى ما چیست؟

ج: در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، دیگران هیچ تکلیفى ندارند و مجرد دفن میّت در قبر میّت دیگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر دیگر نمى‏شود.

س 265: در وسط خیابانى، چهار قبر وجود دارد که مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشکال شرعى دارد. امیدواریم براى این که شهردارى مرتکب عمل خلاف شرعى نشود، وظیفه ما را بیان فرمایید.

ج: اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امکان دارد، یا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشکال ندارد.

 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic