الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


احكام نجاسات‏

س 266: آیا خون پاک است؟

ج: اگر از حیوانى باشد که خون جهنده دارد، نجس است.

س 267: آیا خونى که بر اثر کوبیدن شدید سر به دیوار در عزاى امام حسین(علیه‌السلام) از سر انسان جارى و به سر و صورت شرکت کنندگان در مراسم عزادارى پاشیده مى‏شود، پاک است یا خیر؟

ج: خون انسان در هر صورت نجس است.

س 268: آیا اثر کم رنگ خون که بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند، نجس است؟

ج: اگر عین خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد، پاک است.

س 269: لکه خونى که گاهى در تخم مرغ یافت مى‏شود، چه حکمى دارد؟

ج: محکوم به طهارت است، ولى خوردن آن حرام است.

س 270: عرق جنب از حرام و عرق حیوان نجاست خوار چه حکمى دارد؟

ج: عرق شتر نجاست خوار نجس است، ولى عرق حیوانات دیگر نجاست خوار و همچنین عرق جنب از حرام بنا بر اقوى پاک است، لکن احتیاط واجب این است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود.

س 271: آیا قطرات آبى که از بدن میّت قبل از غسل با آب خالص و بعد از غسل با آب سدر و کافور بر زمین مى‏ریزد، پاک هستند یا خیر؟

ج: تا زمانى که غسل سوم کامل نشده باشد، بدن میّت محکوم به نجاست‏است.

س 272: پوستى که گاهى از لبها، دستها و یا پاها جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟

ج: پوست نازکى که خود بخود از دستها، لبها، پاها و سایر قسمت‏هاى بدن جدا مى‏شود، محکوم به طهارت است.

س 273: شخصى در جبهه‏هاى جنگ در وضعیتى قرار گرفت که مجبور به کشتن خوک و خوردن آن شد، آیا رطوبت بدن و آب دهان وى محکوم به نجاست است؟

ج: عرق بدن و آب دهان شخصى که گوشت حرام و نجس خورده، نجس نیست. ولى هر چیزى که با وجود رطوبت، با گوشت خوک برخورد کرده، محکوم به نجاست است.

س 274: با توجه به این که در نقاشى و نقشه‏کشى از قلم مو استفاده مى‏شود و نوع خوب و مرغوب آن غالباً از موى خوک ساخته شده و از کشورهاى غیر اسلامى وارد و در دسترس همگان به‌خصوص مراکز تبلیغى و فرهنگى قرار مى‏گیرد، استفاده از این قلم موها چه حکمى دارد؟

ج: موى خوک نجس است و استفاده از آن در امورى که مشروط به طهارت است، جایز نیست. ولى استفاده از آن در امرى که مشروط به طهارت نیست، اشکال ندارد و اگر معلوم نباشد که قلم مو از موى خوک ساخته شده است یا خیر، استفاده از آن حتى در امورى هم که مشروط به طهارت است، اشکال ندارد.

س 275: آیا خوردن گوشتى که از کشورهاى غیر اسلامى وارد مى‏شود حلال است؟ حکم آن از جهت طهارت و نجاست چیست؟

ج: تا تذکیه شرعى آن احراز نشود خوردن آن حرام است، ولى از نظر طهارت، اگر یقین به عدم تذکیه نباشد پاک است.

س 276: در مورد چرم و اجزاى حیوانى که از بلاد غیر اسلامى تهیه شده، نظر مبارک را مرقوم فرمایید.

ج: اگر احتمال دهید که حیوان ذبح اسلامى شده، پاک است و اگر یقین دارید که ذبح اسلامى نشده، محکوم به نجاست است.

س 277: اگر لباس جنب با منى نجس شود، اولاً: حکم دست زدن به آن با وجود رطوبت چیست؟ ثانیاً: آیا جایز است جنب لباس‌هاى خود را براى آب کشیدن به کس دیگرى بدهد؟ آیا شخص محتلم باید نجس بودن لباس‌هایش را به کسى که مى‏خواهد آنها را بشوید، اطلاع دهد؟

ج: منى نجس است و اگر با رطوبت مسریه با چیزى برخورد نماید، آن را نجس مى‏کند. و آگاه کردن کسى که لباس را مى‏شوید از نجاست لباس، لازم نیست. ولى صاحب لباس تا یقین به طهارت آن حاصل نکند، نمى‏تواند آثار طهارت بر آن مترتب سازد.

س 278: اینجانب پس از بول، استبراء مى‏کنم که همراه آن مایعى خارج مى‏شود که بوى منى مى‏دهد، آیا نجس است؟ وظیفه من نسبت به نماز چیست؟

ج: اگر به منى بودن آن یقین ندارید و خروج آن همراه با علامتهاى شرعى خروج منى نیست، حکم منى ندارد و پاک است.

س 279: آیا فضله پرندگان حرام گوشت؛ مانند کلاغ و زاغ و عقاب و طوطى نجس است؟

ج: فضله پرندگان حرام گوشت نجس نیست.

س 280: در رساله‏هاى عملیه آمده است که مدفوع حیوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آیا مدفوع حیوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است یا خیر؟

ج: مدفوع حیوانات حلال گوشت از پرندگان و غیره و همچنین مدفوع پرندگان حرام گوشت پاک است.

س 281: اگر نجاستى در اطراف یا داخل کاسه دستشویى باشد و آن جا با آب کریا قلیل شسته شود ولى عین نجاست باقى بماند، آیا آن قسمتى که عین نجاست در آن نیست و آن آب به آنجا رسیده، پاک است یا نجس؟

ج: مکانى که به آن آب نجس نرسیده باشد، محکوم به طهارت است.

س 282: آیا اگر مهمانى یکى از اثاثیه‏هاى میزبانش را نجس کند، مطلع کردن میزبان واجب است؟

ج: اطلاع دادن در غیر از خوردنى و آشامیدنى و ظرفهاى غذا، لازم نیست.

س 283: آیا چیز پاکى که با متنجس برخورد نموده، نجس است یا خیر؟ در صورت نجس بودن، تا چند واسطه نجس است؟

ج: چیزى که با عین نجس تماس یافته و نجس شده است، اگر باز با چیزى که پاک است تماس پیدا کند و یکى از آنها تر باشد، آن چیز پاک را نجس مى‏کند، و باز این چیزى که بر اثر ملاقات با متنجس نجس شده است، اگر با چیز پاکى برخورد نماید، بنا بر احتیاط واجب آن را نجس مى‏کند، ولى این متنجس سوم هیچ چیزى را با ملاقات خود نجس نمى‏کند.

س 284: آیا هنگام استفاده از کفشى که از پوست حیوان غیر مذکى ساخته شد، همیشه واجب است که پاها قبل از وضو شسته شوند؟ عده‏اى مى‏گویند که در صورت عرق کردن پا در کفش، شستن آن واجب است، و تجربه شده که پا در هر کفشى به مقدار کم یا زیاد، عرق مى‏کند. نظر جنابعالى در این‌باره چیست؟

ج: اگر یقین دارد که کفش او از پوست حیوانى است که تذکیه نشده است و احراز شود که پا در کفش‏هاى مذکور عرق کرده، شستن پاها براى نماز واجب است، ولى در صورت شک در عرق کردن پاها یا شک در تذکیه حیوانى که کفش از پوست آن دوخته شده است، محکوم به طهارت است.

س 285: کودکى که همیشه خود را نجس مى‏کند، دست‏تر، آب دهان و باقى‌مانده غذایش چه حکمى دارد؟ کودکانى که دست‏تر خود را بر پاهایشان مى‏گذارند، چه حکمى دارند؟

ج: تا زمانى که یقین به نجاست آن حاصل نشده، حکم به پاکى مى‏شود.

س 286: من مبتلا به بیمارى لثه هستم و طبق دستور پزشک باید همیشه آن را مالش دهم، این کار باعث سیاهى بعضى از قسمت‏هاى لثه‏ام مى‏شود مثل این که خونى در داخل آن جمع شده باشد. هنگامى که دستمال کاغذى روى آن مى‏گذارم رنگ دستمال قرمز مى‏شود، لذا اقدام به شستن دهانم با آب کر مى‏کنم، ولى خون منجمد، مدت زمانى باقى مى‏ماند و با شستن از بین نمى‏رود. بعد از قطع آب کر، آیا آبى که وارد دهان شده و به آن قسمت‏ها رسیده و سپس از دهان خارج شده، محکوم به نجاست است یا این که جزء آب دهان محسوب مى‏شود و محکوم به طهارت است؟

ج: محکوم به طهارت است، هرچند احتیاط اجتناب از آن است.

س 287: سؤال من این است که آیا غذایى که خورده‏ام و با اجزاى خون منجمد شده در لثه تماس پیدا کرده، نجس است یا خیر؟ در صورت نجس شدن، آیا فضاى دهان بعد از فرو بردن غذا، نجس باقى مى‏ماند؟

ج: غذا در فرض مزبور محکوم به نجاست نیست و فرو بردن آن اشکال ندارد و فضاى دهان پاک است.

س 288: مدتى است که شایع شده لوازم آرایشى را از ناف جنین که هنگام تولد از او جدا مى‏کنند و یا از جنین مرده مى‏سازند. ما گاهى از این لوازم استفاده کرده و حتى گاهى رژلب خورده مى‏شود، آیا اینها نجس هستند؟

ج: شایعه دلیل شرعى بر نجس بودن لوازم آرایشى نیست، و تا نجاست آنها از راه شرعى احراز نشود، استفاده از آنها اشکال ندارد.

س 289: از هر لباس یا پارچه‏اى هنگام شستن، پرزهاى ریزى مى‏ریزد که اگر به طشت نگاه کنیم آنها را مى‏بینیم. وقتى که طشت پر از آب و متصل به آب شیر است، اگر لباس را داخل طشت فرو ببریم آب از اطراف آن سرازیر مى‏شود. به علت وجود این تارها و پُرزهاى ریز در آبى که از طشت به بیرون مى‏ریزد، از آن آب احتیاط کرده و همه جا را تطهیر مى‏کنم. و یا وقتى لباس‌هاى نجس بچه‏ها را بیرون مى‏آورم، همه جاهایى را که لباس‌ها را در آنجا در آورده‏ام حتى اگر خشک هم باشد آب مى‏کشم زیرا فکر مى‏کنم تارها و پُرزهاى ریز در آنجا افتاده‏اند. آیا این احتیاط لازم است؟

ج: لباسى که براى آب کشیدن در ظرفى گذاشته مى‏شود و آب لوله‏کشى روى آن ریخته شده و سراسر آن را فرا مى‏گیرد و از آن جدا شده و یا داخل آن جابجا مى‌شود، لباس و ظرف و آب و پرزهایى که از لباس جدا شده و بر روى آب دیده مى‏شود و همراه آب به بیرون مى‏ریزد، همگى پاک هستند. پُرزها یا غبارى هم که از لباس نجس جدا مى‏شود پاک هستند، مگر این که یقین حاصل شود که از قسمت نجس جدا شده‏اند، و به مجرد شک در اصل جدا شدن آن از لباس نجس یا نجس بودن محل آن، احتیاط لازم نیست.

س 290: مقدار رطوبتى که باعث سرایت از چیزى به چیز دیگر مى‏شود، چقدر است؟

ج: ملاک رطوبت مسریه این است که به مقدارى باشد که رطوبت هنگام برخورد از جسم مرطوب به جسم دیگر سرایت کند.

س 291: لباس‌هایى که به خشکشویى‏ها داده مى‏شود از نظر طهارت چه حکمى دارد؟ لازم به تذکر است که اقلیت‌هاى دینى (یهود ونصارى و...) هم لباس‌هاى خود را براى شستشو و اتو کردن به این خشکشویى‏ها مى‏دهند و مى‏دانیم که صاحبان این مکان‌ها براى شستن لباس‌ها از مواد شیمیایى استفاده مى‏کنند.

ج: اگر لباس‌هایى که به خشکشویى‏ها داده مى‏شود از قبل نجس نباشند، محکوم به طهارت هستند، و تماس آن با لباس‌هاى پیروان اقلیت‌هاى دینى (اهل کتاب) باعث نجاست نمى‏شود.

س 292: آیا لباس‌هایى که با لباسشویى تمام اتوماتیک شسته مى‏شود، پاک مى‏گردد یا خیر؟ نحوه کار این لباسشویى‏ها به این صورت است که در مرحله اول که لباس با آب مخلوط با پودر لباسشویى شسته مى‏شود، مقدارى از آب و کف پودر بر شیشه درب لباسشویى و نوار پلاستیکى اطراف آن پاشیده مى‏شود، و در مرتبه دوم آب غساله شستشو کشیده شده ولى کف پودر، درب و نوار پلاستیکى اطراف آن را به‌طور کامل مى‏پوشاند. در مراحل بعدى ماشین لباسشویى لباس‌ها را در سه نوبت با آب قلیل مى‏شوید و از آن پس آب غساله بیرون کشیده مى‏شود، امیدواریم توضیح بفرمایید لباس‌هایى که به این ترتیب شسته شده‏اند، پاک هستند یا خیر؟

ج: اگر بعد از زوال عین نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشین لباسشویى به لباس‌ها و همه قسمت‏هاى داخل ماشین برسد و از آن جدا و خارج شود، محکوم به طهارت است.

س 293: اگر آب بر زمین یا در حوض یا حمامى که لباس در آن شسته مى‏شود، ریخته شود و قطراتى از آن آب به لباس ترشح کند، آیا لباس نجس مى‏شود یا خیر؟

ج: وقتى که آب بر مکان یا زمین پاکى بریزد، ترشح ناشى از آن هم پاک است و اگر شک داشته باشیم که آن مکان پاک است یا نجس، باز هم ترشح آن، پاک است.

س 294: آبى که از ماشین‏هاى حمل زباله شهرى در خیابان مى‏ریزد و گاهى بر اثر شدت باد به لباس مردم پاشیده مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟

ج: آب مزبور محکوم به طهارت است، مگر این که فردى یقین پیدا کند که آن آب بر اثر برخورد با نجس، نجس شده است.

س 295: آیا آبهایى که در چاله‏هاى موجود در خیابان‏ها جمع مى‏شود، پاک است یا نجس؟

ج: این آبها محکوم به طهارت هستند.

س 296: رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى که به طهارت و نجاست در خوردن و آشامیدن و مانند آن اهمیت نمى‏دهند، چه حکمى دارد؟

ج: به‌طور کلّى در مورد طهارت و نجاست، حکم دین اسلام این است که هر چیزى که یقین به نجاست آن نباشد، از نظر شرعى محکوم به طهارت است.

س 297: استفراغ افراد زیر از جهت پاک یا نجس بودن، چه حکمى دارد؟

 

الف: طفل شیرخوار

 

ب: طفلى که هم شیر مى‏خورد و هم غذا

 

ج: انسان بالغ‏

ج: در همه موارد پاک است.

س 298: ملاقى شبهه محصوره چه حکمى دارد؟

ج: اگر با بعضى از اطراف تماس پیدا کند، حکم متنجس را ندارد.

س 299: شخصى که دین او مشخص نیست و از کشور دیگرى براى کار وارد کشور اسلامى شده و مغازه اغذیه فروشى دایر کرده و کار او فروش مواد خوراکى است، هنگام فروش، ماده غذایى با بدن او که رطوبت مسریه دارد تماس پیدا مى‏کند، آیا باید از او درباره دینش سؤال کرد یا این که اصل پاک بودن اشیاء جارى مى‏شود؟

ج: سؤال از دین او واجب نیست و اصلِ طهارتِ اشیاء نسبت به وى و چیزى که با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‏شود.

س 300: اگر یکى از اعضاى خانواده یا شخصى که به منزل انسان رفت و آمد دارد به طهارت و نجاست اهمیت ندهد و باعث نجس شدن گسترده خانه و اثاثیه آن شود به‌طورى که شستن و آب کشیدن آنها ممکن نباشد، تکلیف اهل منزل دراین باره چیست؟ و با این فرض چگونه ممکن است که انسان پاک بماند، به‌خصوص در نماز که پاکى شرط صحّت‏ آن است؟ حکم شرعى در این مورد چیست؟

ج: تطهیر تمام خانه لازم نیست و براى صحّت‏ نماز، پاک بودن لباس نمازگزار و محل گذاشتن پیشانى کافى است. نجاست خانه و اثاثیه آن موجب اثبات تکلیف بیشترى بر انسان غیر از لزوم رعایت طهارت در نماز و خوردن و آشامیدن، نمى‏شود.

 

احكام مسكرات‏

س 301: آیا مشروبات الکلى نجس است؟

ج: مشروبات مست‌کننده بنا بر احتیاط نجس است.

س 302: آب انگورى که با آتش جوشیده شده و دو ثلث آن کم نشده است، ولى مست‌کننده نیست، چه حکمى دارد؟

ج: خوردن آن حرام است، ولى نجس نیست.

س 303: گفته مى‏شود که اگر مقدارى غوره براى گرفتن آب آن جوشانده شود و همراه آن یک یا چند حبه انگور باشد، آنچه بعد از جوشاندن باقى مى‏ماند، حرام است. آیا این سخن صحیح است؟

ج: اگر حبه‏هاى انگور بسیار کم باشد و آب آن در آب غوره مستهلک شود، به‌طورى که آب انگور بر آن صدق نکند، حلال است. ولى اگر حبه‏هاى انگور به تنهایى به وسیله آتش جوشانده شود، خوردن آن حرام است.

س 304: امروزه از الکل که در واقع مسکراست براى ساخت بسیارى از داروها به‌خصوص داروهاى نوشیدنى، عطرها بویژه انواع ادکلن‏هایى که از خارج وارد مى‏شوند، استفاده مى‏کنند. آیا به افراد آگاه یا جاهل به مسأله اجازه خرید و فروش و استفاده و بهره‏گیریهاى دیگر از آنها را مى‏دهید؟

ج: الکل‏هایى که معلوم نیست در اصل از اقسام مایعات مست‌کننده باشند، محکوم به طهارت هستند، و خرید و فروش و استعمال مایعاتى که با آنها مخلوط شده‏اند اشکال ندارد.

س 305: آیا استفاده از الکل سفید براى ضد عفونى کردن دست و لوازم پزشکى مثل دماسنج و غیر آن به خاطر استفاده از آنها در امور پزشکى و درمان توسط پزشک یا تیم پزشکى جایز است؟ الکل سفید همان الکل پزشکى است که قابل نوشیدن هم هست، آیا نماز خواندن با لباسى که یک یا چند قطره از این الکل بر آن ریخته شده، جایز است؟

ج: اگر از الکلى باشد که در اصل مایع نیست، هرچند مست‌کننده هم باشد، محکوم به طهارت است و نماز با لباسى که با این الکل برخورد کرده صحیح است و احتیاجى به تطهیر ندارد. ولى اگر از الکل مایع بالاصالة و بر حسب تشخیص اهل فن مست‌کننده باشد، بنا بر احتیاط نجس است و نماز با بدن یا لباسى که با آن برخورد کرده، موقوف بر تطهیر است؛ لیکن استفاده از آن جهت ضد عفونى کردن ادوات پزشکى و مانند آن اشکال ندارد.

س 306: ماده‏اى است به نام «کفیر» که در صنایع غذایى و داروسازى کاربرد دارد. هنگام تخمیر 5? یا 8? الکل در ماده بدست آمده بوجود مى‏آید. این مقدار الکل سبب هیچ نوع مستى در مصرف کننده نمى‏شود. آیا از نظر شرعى استفاده از این ماده مانعى دارد یا خیر؟

ج: اگر الکل موجود در ماده به‌دست آمده فى‌نفسه مست‌کننده باشد، بنا بر احتیاط نجس و حرام است، هرچند به علت کمى آن و مخلوط شدن با ماده به دست آمده، نسبت به مصرف کننده مسکر نباشد، ولى اگر شک داشته باشیم که فى‌نفسه مست‌کننده و یا در اصل مایع است، حکم متفاوت مى‏شود.

س 307: 1ـ آیا الکل اتیلیک نجس است یا خیر؟ (ظاهراً این الکل در همه مست کننده‏ها وجود دارد و سبب مستى است).

 

2. ملاک نجس بودن الکل چیست؟

 

3. روشى که مست‌کننده بودن مشروب را ثابت کند، کدام است؟

ج: 1. هر یک از اقسام الکل که مست‌کننده و در اصل مایع باشد، بنا بر احتیاط نجس‏ است.
2. ملاک نجاست الکل این است که مست‌کننده و در اصل مایع باشد.
3. اگر خود مکلّف یقین نداشته باشد، خبردادن اهل خبره مورد اطمینان کافى‏است.

س 308: نوشابه‏هاى موجود در بازار که بعضى از آنها مانند کوکاکولا و پپسى کولا و... در داخل تولید مى‏شوند و گفته مى‏شود که مواد اصلى آنها از خارج وارد مى‏گردد و احتمال دارد از الکل در آنها استفاده شده باشد، چه حکمى دارد؟

ج: پاک و حلال است، مگر این که مکلّف شخصاً یقین حاصل کند که آنها با الکل مست کننده‏اى مخلوط اند که در اصل مایع است.

س 309: آیا اساساً هنگام خرید مواد غذایى، لازم است تحقیق شود که فروشنده یا سازنده غیر مسلمان کالا آنها را لمس کرده و یا در ساخت آنها الکل بکار برده است یا خیر؟

ج: سؤال و تحقیق لازم نیست.

س 310: اینجانب اقدام به ساخت «اسپرى اتروپین سولفات» کرده‏ام که الکل نقش اساسى در ترکیب فرمول دارویى آن دارد، به‌طورى که اگر الکل به ترکیب مذکور اضافه نشود، ساخت آن اسپرى ممکن نیست و از جهت عملى هم این اسپرى ضد گازهاى شیمیایى و جنگى اعصاب است که براى محافظت از نیروهاى اسلام در برابر آنها کاربرد دارد. آیا از نظر جنابعالى استفاده از الکل به ترتیب مذکور در صنعت داروسازى، شرعاً جایز است؟

ج: اگر الکل مست کننده‏اى باشد که در اصل مایع است، حرام و بنا بر احتیاط نجس است، ولى استفاده از آن به عنوان دارو در هیچ یک از حالات اشکال ندارد.

 

وسوسه و درمان آن‏

س 311: چند سالى است که به بیمارى وسواس مبتلا شده‏ام و این موضوع مرا بسیار عذاب مى‏دهد، و روز به روز این حالت در من تشدید مى‏شود تا جایى که در همه چیز شک مى‏کنم و همه زندگى‌ام بر پایه شک استوار گشته است. بیشترین شک من درباره غذا و اشیاء مرطوب است، به همین دلیل نمى‏توانم مثل سایر مردم عادى زندگى کنم. وقتى داخل مکانى مى‏شوم فورى جوراب هایم را از پاى خود بیرون مى‏آورم زیرا فکر مى‏کنم جوراب‏هایم عرق کرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهند شد، حتى من بر سجاده هم نمى‏توانم بنشینم. هر وقت بر آن مى‏نشینم بر اثر وسوسه نفس از روى آن بلند مى‏شوم تا مبادا پرزهاى سجاده به لباس‌هایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. در گذشته چنین نبودم، اکنون از این کار هایم خجالت مى‏کشم و همیشه دوست دارم کسى را در عالم رؤیا ببینم و مشکلاتم را با او در میان بگذارم و یا معجزه‏اى رخ دهد و زندگى‏ام را دگرگون نماید و به حالت گذشته‏ام برگردم. امیدوارم مرا راهنمایى فرمایید.

ج: احکام طهارت و نجاست همان است که در رساله‏هاى عملیه ذکر شده ‏است. از نظر شرعى همه اشیاء محکوم به طهارت هستند، مگر مواردى که شارع حکم به نجاست آنها کرده و براى انسان هم یقین به آن حاصل شده است. در این صورت رهایى از بیمارى وسواس احتیاج به رؤیا و معجزه ندارد، بلکه باید مکلّف ذوق و سلیقه شخصى خود را کنار گذاشته و متعبد و مؤمن به دستورات شرع مقدس باشد و چیزى را که یقین به نجس بودن آن ندارد، نجس نداند. زیرا شما از کجا به نجاستِ در و دیوار و سجاده و سایر اشیایى که استفاده مى‏کنید، یقین پیدا کرده‏اید؟ چگونه یقین پیدا کرده‏اید که پرزهاى سجاده‏اى که بر روى آن راه مى‏روید یا مى‏نشینید، نجس هستند و نجاست آنها به جوراب و لباس و بدن شما سرایت مى‏کند؟ لذا در این صورت اعتنا به وسواس براى شما جایز نیست. مقدارى عدم توجه به وسوسه نجاست و تمرین عدم اعتنا به شما کمک خواهد کرد تا به خواست و توفیق خداوند خود را از وسواس نجات دهید.

س 312: زنى هستم با تحصیلات عالى و داراى چندین فرزند، مشکلى که از آن رنج مى‏برم مسأله طهارت است. چون در خانواده‏اى متدین بزرگ شده‏ام، مى‏خواهم همه تعالیم اسلامى را مراعات کنم. به علت داشتن فرزندان کوچک، همیشه با مسائل

 

بول و غائط سر و کار دارم. هنگام تطهیر بول، ترشحات سیفون پراکنده شده و به پاها، صورت و حتى سرم برخورد مى‏کنند و هر دفعه با مشکل تطهیر آن اعضاء مواجه هستم، و این باعث شده که در زندگى با سختى‏هاى زیادى روبرو شوم. از طرفى هم نمى‏توانم این امور را رعایت نکنم، زیرا مربوط به عقیده و دینم است. براى حل مشکل به پزشک روانشناس هم مراجعه کردم، ولى نتیجه‏اى نگرفتم. بعلاوه موارد دیگرى هم هست که از آنها رنج مى‏برم مثل غبار شى‏ء نجس یا مراقبت از دست‏هاى کودک که یا باید آنها را آب بکشم و یا از دست زدن بچه به اشیاء دیگر جلوگیرى نمایم. با توجه به این که تطهیر شى‏ء نجس براى من بسیار دشوار است ولى در همان وقت، شستن آن ظرفها و لباس‌ها در صورتى که فقط کثیف باشند برایم راحت است. لذا از حضرتعالى مى‏خواهم که با راهنمایى‏هاى خود زندگى را بر من آسان نمایید.

ج: 1. از نظر شرع مقدس، در طهارت و نجاست، اصل بر طهارت اشیاء است. یعنى در هر موردى که کمترین تردیدى در نجس شدن آن براى شما حاصل شد، واجب است حکم به عدم نجاست کنید.
2. کسانى که داراى حساسیت نفسانى شدیدى در مورد نجاست هستند (به این افراد در اصطلاح فقهى وسواسى گفته مى‏شود)، حتى اگر گاهى یقین به نجاست هم پیدا کردند، باید حکم به عدم نجاست کنند، مگر در مواردى که نجس شدن یک شى‏ء را با چشمان خود ببینند، به‌طورى که اگر فرد دیگرى هم آن را ببیند، یقین به سرایت نجاست پیدا کند، فقط در این موارد باید حکم به نجاست کنند.
استمرار اجراى این حکم در مورد افراد مزبور تا زمانى است که این حساسیت به‌طور کلى از بین برود.
3. هر شى‏ء یا عضوى که نجس مى‏شود، براى تطهیر آن، یکبار شستن با آب لوله‏کشى بعد از زوال عین نجاست کافى است. تکرار در شستن یا فرو بردن آن در آب لازم نیست، و اگر شى‏ء نجس از قبیل پارچه و مانند آن باشد، باید به مقدار متعارف فشار داده شود تا آب از آن خارج گردد.
4. از آنجایى که شما به این حساسیت شدید در برابر نجاست مبتلا هستید، باید بدانید که غبار نجس در هیچ صورتى نسبت به شما نجس نیست و نیز مراقبت از دست‏هاى کودک چه پاک باشد یا نجس و همچنین دقت در این که خون از بدن زائل شده یا خیر، لازم نیست. این حکم درباره شما تا زمانى که این حساسیت از بین نرفته، باقى است.
5. دین اسلام داراى احکام سهل و آسان و منطبق با فطرت بشرى است، لذا آن را بر خود مشکل نکنید و با این کار باعث وارد شدن ضرر و اذیت به جسم و روحتان نگردید. حالت دلهره و اضطراب در این موارد زندگى را بر شما تلخ مى‏کند، و خداوند راضى به رنج و عذاب شما و کسانى که با شما ارتباط دارند، نیست. شکرگزار نعمت دین آسان باشید و شکر این نعمت، عمل بر اساس تعلیمات خداوند تبارک و تعالى است.
6. این حالت یک وضعیت گذرا و قابل علاجى است. افراد بسیارى بعد از ابتلا به آن، با روش مذکور از آن نجات یافته‏اند. به خداوند توکل نمایید و نفس خود را با همت و اراده آرامش ببخشید. انشاء الله موفق باشید.

 

احكام كافر

س 313: بعضى از فقها اعتقاد به نجاست اهل کتاب دارند و بعضى دیگر به طهارت آنها، رأى جنابعالى چیست؟

ج: نجاست ذاتى اهل کتاب معلوم نیست. به نظر ما آنها محکوم به طهارت ذاتى هستند.

س 314: آیا آن دسته از اهل کتاب که از جهت اعتقادى ایمان به رسالت خاتم النبیین(صلى‏الله علیه وآله) دارند، ولى بر اساس روش و عادت‏هاى پدران و اجدادشان عمل مى‏کنند، در طهارت حکم کافر را دارند یا خیر؟

ج: مجرد اعتقاد به رسالت خاتم النبیین(صلى الله علیه وآله) براى اجراى حکم اسلام در مورد آنان کافى نیست. ولى اگر از اهل کتاب محسوب شوند، محکوم به طهارت هستند.

س 315: با جمعى از دوستان خانه‏اى را اجاره کردیم و متوجه شدیم که یکى از آنها نماز نمى‏خواند. بعد از سؤال از وى، پاسخ داد که قلباً به خداوند تبارک و تعالى ایمان دارد، ولى نماز نمى‏خواند. با توجه به هم غذا بودن و ارتباط زیاد با وى، آیا باید او را نجس بدانیم؟

ج: مجرد ترک نماز و روزه و سایر واجبات شرعى باعث ارتداد مسلمان و کافر شدن و نجاست وى نمى‏گردد و تا زمانى که ارتداد وى احراز نشده است، حکم سایر مسلمانان را دارد.

س 316: مقصود از اهل کتاب چه کسانى است؟ معیارى که حدود معاشرت با آنها را مشخص کند چیست؟

ج: مقصود از اهل کتاب هر کسى است که اعتقاد به یکى از ادیان الهى داشته و خود را از پیروان پیامبرى از پیامبران الهى(على نبینا وآله وعلیهم‌السلام) بداند و یکى از کتاب‏هاى الهى را که بر انبیاء علیهم السلام نازل شده، داشته باشند مانند یهود، نصارى، زرتشتى‏ها و همچنین صابئین که بر اساس تحقیقات ما از اهل کتاب هستند و حکم آنها را دارند. معاشرت با پیروان این ادیان با رعایت ضوابط و اخلاق اسلامى اشکال ندارد.

س 317: فرقه‏اى وجود دارد که خود را «على‌اللهى» مى‏نامند، یعنى امیرالمومنین على بن ابى طالب(علیه‌السلام) را خدا دانسته و به دعا و طلب حاجت به جاى نماز و روزه اعتقاد دارند. آیا اینها نجس هستند؟

ج: اگر اعتقاد داشته باشند که امیر المومنین على بن ابى طالب(علیه‌السلام) خدا است «تعالى الله عن ذلک علوا کبیرا»، حکم آنها مانند غیر مسلمانهایى است که اهل کتاب نباشند، یعنى کافر و نجس مى‏باشند.

س 318: فرقه‏اى وجود دارد که خود را «على‌اللهى» مى‏نامند و معتقدند که حضرت على(علیه‌السلام) خدا نیست ولى کمتر از خدا هم نیست، این گروه چه حکمى دارند؟

ج: اگر قائل به شریکى براى خداوند واحد منان متعال نباشند، حکم مشرک را نخواهند داشت.

س 319: آنچه را که از طرف شیعیان دوازده امامى براى امام حسین(علیه‌السلام) یا اصحاب کساء(صلوات الله علیهم اجمعین) نذر مى‏شود، آیا جایز است به مراکزى که محل اجتماع پیروان فرقه «على اللهى» است داده شود، بنحوى که باعث احیاء این مراکز گردد؟

ج: اعتقاد به خدا بودن مولى‌الموحدین(علیه الصلوة والسلام) عقیده باطلى است و موجب مى‏شود که کسى که به آن اعتقاد دارد، از اسلام خارج گردد. کمک به ترویج این عقیده فاسد حرام است؛ بعلاوه مصرف مال نذرى در غیر مورد نذر جایز نیست.

س 320: در اطراف منطقه ما و بعضى نواحى دیگر فرقه‏اى وجود دارد که خود را اسماعیلیه مى‏نامند و اعتقاد به امامت شش امام دارند، ولى به هیچ‌یک از واجبات دینى و همچنین به ولایت فقیه معتقد نیستند. لذا امیدواریم جنابعالى روشن فرمایید که پیروان این فرقه نجس هستند یا پاک؟

ج: مجرد عدم اعتقاد آنان به شش امام دیگر از ائمه معصومین(علیهم السلام) و یا عدم اعتقادشان به واجبات دینى و احکام شرعى تا زمانى که به انکار اصل دین یا نبوت خاتم الانبیاء(علیه وآله الصلاة والسلام) منجر نشود، موجب کفر و نجاست نمى‏شود، مگر این که از آنها دشنام و اهانت به یکى از امامان معصوم(علیهم السلام) صادر شود.

س 321: در منطقه محل تحصیل و سکونت ما اکثریت مطلق مردم کفّار بودایى هستند. اگر دانشجویى، خانه‏اى را از آنها اجاره نماید، آن خانه از نظر طهارت و نجاست چه حکمى دارد؟ آیا شستن و تطهیر منزل ضرورت دارد؟ قابل ذکر است که بسیارى از خانه‏هاى این منطقه از چوب ساخته شده و قابل شستن نیست. هتل‏ها و اثاثیه و لوازم موجود در آنها چه حکمى دارند؟

ج: تا یقین به تماس اشیاء مورد استفاده شما با دست و بدن مرطوب کافر غیر کتابى حاصل نشده، حکم به نجاست نمى‏شود. در صورت یقین به نجاست هم آب کشیدن در و دیوار منازل و هتل‏ها و اثاثیه و لوازم موجود در آن واجب نیست. آنچه واجب است تطهیر اشیاء نجسى است که براى خوردن و آشامیدن و نماز خواندن مورد استفاده قرار مى‏گیرند.

س 322: تعداد زیادى از مردم در خوزستان زندگى مى‏کنند که خود را «صابئه» مى‏نامند و ادعاى پیروى از پیامبر خدا حضرت یحیى(علیه‌السلام) را دارند و مى‏گویند کتاب او نزد ما موجود است. نزد علماى ادیان ثابت شده که آنها همان صابئون هستند که در قرآن آمده است. لطفاً بیان فرمایید که این گروه از اهل کتاب هستند یا خیر؟

ج: گروه مذکور در حکم اهل کتاب هستند.

س 323: آیا این گفته که اگر خانه‏اى به دست کافر ساخته شده باشد، نجس است و نماز خواندن در آن مکروه مى‏باشد، صحیح است؟

ج: نماز خواندن در آن خانه مکروه نیست.

س 324: کار کردن نزد یهود و نصارى و فرقه‏هاى کافر دیگر و مزد گرفتن از آنها چه حکمى دارد؟

ج: کار کردن نزد کافر، فى‌نفسه اشکال ندارد، مشروط به این که آن کار از کارهاى حرام و خلاف مصالح عمومى اسلام و مسلمانان نباشد.

س 325: در منطقه‏اى که خدمت سربازى را انجام مى‏دهم، عده‏اى از عشایر زندگى مى‏کنند که پیرو فرقه‏اى موسوم به اهل حق هستند. آیا استفاده از شیر و پنیر و کره‏اى که در اختیار آنها قرار دارد، جایز است؟

ج: اگر به اصول اسلام اعتقاد داشته باشند، در مسأله طهارت و نجاست، حکم سایر مسلمانان را دارند.

س 326: اهل روستایى که من در آن تدریس مى‏کنم، نماز نمى‏خوانند؛ زیرا از فرقه اهل حق هستند و ما مجبور به خوردن غذا و نان آنها هستیم. چون شب و روز در آن روستا اقامت داریم، آیا نمازهاى ما اشکال دارد؟

ج: اگر توحید و نبوت و هیچ‌یک از ضروریات دین اسلام را انکار نکنند و معتقد به نقصى در رسالت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) نباشند، حکم به کفر و نجاست آنها نمى‏شود. در غیر این صورت باید هنگام تماس با آنها یا خوردن غذاى آنان، مسأله طهارت و نجاست مراعات شود.

س 327: یکى از بستگان ما که کمونیست است، به ما در دوران کودکى اموال و لوازم زیادى بخشیده است. در صورتى که عین آنها در حال حاضر موجود باشد، چه حکمى دارند؟

ج: اگر کفر و ارتداد او ثابت شود و در سن بلوغ و قبل از اظهار اسلام، کفر را پذیرفته باشد، اموال او حکم اموال سایر کفّار را دارد.

س 328: لطفاً به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:

 

1. معاشرت و همنشینى و دست دادن دانش‏آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدایى، متوسطه و پیش دانشگاهى، چه حکمى دارد؟

 

2. رفتار استادان و مربیان با دانش‏آموزانى که بهایى بودن خود را آشکار مى‏کنند و یا یقین داریم که بهایى هستند، چگونه باید باشد؟

 

3. استفاده از وسایلى که همه دانش‏آموزان از آنها استفاده مى‏کنند مانند شیر آب آشامیدنى، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم، چه حکمى دارد؟

ج: همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش‏آموزان بهایى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.

س 329: خواهشمندیم تکلیف مؤمنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامى، بیان فرمایید.

ج: همه مؤمنین باید با حیله‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف و پیوستن دیگران به آن جلوگیرى کنند.

س 330: گاهى بعضى از پیروان فرقه گمراه بهائیت براى ما غذا یا چیز دیگرى مى‏آورند، آیا استفاده از آنها براى ما جایز است؟

ج: از هرگونه معاشرت با این فرقه ضالّه مضلّه، اجتناب نمایید.

س 331: بهائیان بسیارى در اینجا کنار ما زندگى مى‏کنند که رفت و آمد زیادى در خانه‏هاى ما دارند. عده‏اى مى‏گویند که بهایى‏ها نجس هستند و عده‏اى هم آنها را پاک مى‏دانند. این گروه از بهایى‏ها اخلاق خوبى از خود آشکار مى‏کنند، آیا آنها نجس هستند یا پاک؟

ج: آنها نجس و دشمن دین و ایمانِ شما هستند، پس فرزندان عزیزم جدا از آنها بپرهیزید.

س 332: آیا صندلى‏هاى ماشین و قطارى که مورد استفاده مشترک مسلمانان و کافران است، با این که کفّار در بعضى از مکان‌ها بیشتر از مسلمان‏ها هستند و حرارت هوا باعث ترشح عرق و حتى سرایت رطوبت مى‏شود، محکوم به طهارت است؟

ج: کافر اهل کتاب محکوم به طهارت است، و در هر صورت در مورد اشیاء مورد استفاده مشترک کفّار و مسلمین با عدم علم به نجاست، حکم به طهارت آنها مى‏شود.

س 333: زندگى دانشجویى در خارج مستلزم ارتباط و معاشرت با کفّار است، در چنین موردى استفاده از مواد غذایى ساخت آنها مشروط بر این که مواد حرام مثل گوشت تذکیه نشده در آنها نباشد، ولى احتمال تماس دست مرطوب کافر با آنها داده شود، چه حکمى دارد؟

ج: مجرد احتمال تماس دست مرطوب کافر با مواد غذایى، براى وجوب اجتناب کافى نیست، بلکه تا یقین به تماس حاصل نشود، حکم به طهارت مى‏شود. کافر اگر از اهل کتاب باشد، نجس ذاتى نیست و تماس دست مرطوب او باعث نجاست نمى‏شود.

س 334: اگر همه مخارج و هزینه‏هاى فرد مسلمانى که در سایه حکومت اسلامى زندگى مى‏کند با کاربراى شخص غیر مسلمانى که روابط صمیمى با او دارد، تأمین شود، آیا جایز است با این فرد مسلمان روابط محکم و خانوادگى برقرار کرد و گاهى از غذاى او استفاده نمود؟

ج: روابط مسلمانان با مسلمان مذکور اشکال ندارد. ولى اگر شخص مسلمان در اثر کار براى غیر مسلمان و ارتباط با وى خوف انحراف عقیدتى خود را داشته باشد، واجب است که این کار را ترک کند. دیگران هم باید او را نهى از منکر کنند.

س 335: متأسفانه برادر همسرم به علل مختلف فاسد گردیده و از دین به‌طور کامل برگشته است، تا جایى که به بعضى از مقدسات دینى اهانت مى‏کند. در حال حاضر بعد از گذشت چند سال از ارتداد او از اسلام، طى نامه‏اى اظهار کرده که به اسلام ایمان دارد، ولى نه نماز مى‏خواند و نه روزه مى‏گیرد. رابطه پدر و مادرش و بقیه افراد خانواده با وى چگونه باید باشد؟ آیا عنوان کافر بر او صدق مى‏کند؟ آیا باید او را نجس محسوب‏ کرد؟

ج: بر فرض ثبوت ارتداد قبلى وى، اگر بعد از آن توبه کرده باشد، محکوم به طهارت است و ارتباط پدر و مادر و سایر خانواده با وى اشکال ندارد.

س 336: آیا اگر کسى بعضى از ضروریات دین مانند روزه و غیر آن را انکار کند، حکم کافر را دارد یا خیر؟

ج: اگر انکار هر یک از ضروریات دین به انکار رسالت یا تکذیب پیامبر اکرم اسلام(صلى الله علیه وآله) یا وارد کردن نقصى به شریعت منجر شود، باعث کفر و ارتداد است.

س 337: آیا مجازاتهایى که براى مرتد و کفّار حربى وضع شده، از امور سیاسى و مسئولیت‏هاى رهبرى‏ است یا این که مجازاتهاى ثابتى تا روز قیامت هستند؟

ج: حکمِ شرعىِ الهى است.





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات