الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


آغاز رسمی جنگ، حمله و پیشروی عراق

عراق در 31 شهریور 1359 (22 سپتامبر1980) حمله به ایران را آغاز کرد. نیروهای عراقی به گونه ای برنامه ریزی کرده بودند که نواحی بزرگی از غرب ایران را اشغال کنند.

در نخستین پیشروی ارتش عراق به خاک ایران حدود سی هزار کیلومتر مربع از خاک ایران به اشغال نیروهای متجاوز در آمد. طی دو روز نخست حمله ، نیروهای عراقی به هیچ یگان نظامی ایرانی که در حد تیپ باشد، بر نخوردند. در واقع آن زمان ایران فقط دو لشکر از نیروهای مسلح و دو لشکر موتوریزه پیاده نظام در غرب کشور داشت که آنها هم همگی از مرزها فاصله گرفته بودند. در این روزها، واحدهای گوناگون نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبههٔ جنوب برسانند. نیروی زمینی ارتش توان مقابله پایاپای را با عراق نداشت. در همین زمان قاسمعلی ظهیرنژادنظریه دادن زمین در مقابل گرفتن زمان را مطرح کرد که با مخالفت اکثر فرماندهان ارتش روبرو شد.

نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبههٔ شمالی حدود 25 کیلومتر در اطراف قصرشیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبههٔ میانی و در اطراف مهران، هر دو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند. این حملات برای پشتیبانی از حمله اصلی در خوزستان انجام شد. صدام تصور می کرد که مورد استقبال مردم خوزستان که بخشی از آنان عرب و یا عرب زبان بودند قرار خواهد گرفت.

هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. عراق کسب این هدف را پیروزی استراتژیک برای خود تلقی می کرد. ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت نا هماهنگ و خود جوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود 3000 غیر نظامی افتادند که سلاح های ناچیزی همچون تفنگ ام1 گاراند، نارنجک و کوتل مولوتوف داشتند، سازماندهی نشده بودند و از هر آموزش نظامی پیش از جنگ محروم بودند. ولی در عوض انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند. این نیروها موفق شدند جلو پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه های خرمشهر شد. تصرف خرمشهر برای عراق به 15 روز کامل و 5000 کشته نیاز داشت و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی در این شهر بود. شهری که مدت ها به افتخار این نبرد، خونین شهر نامیده می شد.

پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهرآبادان را به طور کامل محاصره کند. عراقی ها که بر حمایت عربهای خوزستان از ارتش خود، دست کم در شمال خوزستان حساب کرده بودند، باز هم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را به خاطر مقاومت یک گروه کوچک مردم از دست داد. نقشهٔ اولیه صدام، یک پیروزی سریع در حداکثر چند هفته بود. صدام و حتی بسیاری از تحلیلگران غربی هرگز پیش بینی شکست عراق در دستیابی به این هدف و آغاز یک جنگ فرسایشی طولانی را نمی کردند.

به گفته مقامات سابق ارشد عراق وظیفهٔ اصلی ارتش عراق در یورش اولیه خود این بود که توپخانه ایران را از مرزهای عراق دور کرده تا قادر به بمباران شهرهای عراقی، بویژه بصره، نباشند. این کار بایستی در طول سه تا هفت روز انجام می شد و سپس بغداد برای مذاکره با تهران وارد عمل می شد. این طرح بر اساس استراتژی جنگی استاندارد عربی آن دورا تهیه شد که بر یورش سنگین خود و سپس مذاکره بر اساس «وضعیت جدید» تأکید داشت. بنابراین نیروهای عراقی در خاک ایران نمی بایست بیش از 40 کیلومتر پیشروی کنند و هیچ برنامه ای برای حفظ خاک ایران در مدت طولانی وجود نداشت. اما در عمل این ایده بی ثمر بود چرا که ایرانی ها

 

حاضر به مذا کره نبودند، آن هم در شرایطی که عراقی تا آن حد در خاک ایران پیشروی کرده بودند. حملهٔ عراق نه تنها باعث فروپاشی حکومت ایران از درون نشد بلکه درست بر عکس به آن فرصت داد تا خود را در قدرت تثبیت کند. ارتش عراق هرچندبه خوبی مجهز شده بود اما آمادگی کاملی برای جنگ نداشت و البته ایرانی ها از این نظر در وضعیت نا مناسبتری قرار داشتند. و مهمترین بخش ارتش عراق به طور غیر منتظره ای خوب جنگید: حملات تانک های عراقی در دشت های میان شهرهای ایران بارها ایرانیان را غافلگیر کرده و صدمات سختی را به واحدهای پراکنده در طول خط مقدم وسیع نبرد وارد کرد. هرچند بسیاری از تحلیلگران شیوهٔ عملیاتی عراق را بر گرفته از سبک شوروی توصیف می کنند اما آنها در واقع بسیار بیشتر تحت تأثیر نظریات جنگی بریتانیایی قرار داشتند هرچند ارتش عراق تقریباً به طور کامل با تانک ها، نفربرها، و توپخانه روسی تجهیز شده بود.

در جریان حمله جسورانه عراق به شرق کارون در اواخر مهر ماه که مدافعین ایرانی را غافلگیر کرده و به آشوب کشانده بود، نیروی هوایی و هوانیروز ایران با وجود مشکلات اطلاعاتی برای هدف گیری رخنه هایی در مواضع عراقی پدید آورده و بسیاری از خودروهای عراقی را نابود کردند. در این حمله بخشهایی از سپاه پنجم مکانیزه و سپاه ششم زرهی عراق با ایجاد سرپل کوچکی در بخش شرقی رود در نزدیکی دارخوین نیروهای ایرانی را غافلگیر و مسیرهای تدارکاتی ایران را در معرض تهدید قرار دادند. آنها از این نقطه می توانستند به سمت شمال و شرق پیشروی کرده و دزفول را به محاصره در آورند. در اواخر مهر نیز یک اسکادران اف14- برتری هوایی را بر فراز میدان جنگ در خوزستان تأمین کرده و با سرنگون کردن 12 جنگندهٔ عراقی تنها در دو روز، نیروهای ایرانی اجازه داد تا پدافند هوایی عراق در منطقه را که شامل چندی پایگاه سام6- می شد پاکسازی کرده و شبکه تدارکاتی را منهدم کنند.

توقف پیشروی عراق

از زمستان 1359 که امید دست یافتن به یک پیروزی سریع برای عراق به یأس مبدل شد، شوروی حمایت تسلیحاتی خود را از عراق متوقف کرد. عراق نیز ناچار شد در مصرف تسلیحات خود محافظه کاری بیشتری نشان داده و عملیات نظامی خود را کندتر کند. از طرفی ایران نیز در گیر مشکلات داخلی شده بود. اختلاف میان ابوالحسن بنی صدر (رئیس جمهور وقت) و اکثریت مجلس شورای اسلامی موجب شده بود تا انسجام تصمیم گیری در زمینه جنگ وجود نداشته باشد. از سوی دیگر ایران نیز همچون عراق درگیر مسئله تأمین تجهیزات نظامی مورد نیاز خود بود.

در همین زمان نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه«الولید» در غرب این کشور(50 کیلومتری مرز اردن) منتقل کند تا از برد هواپیماهای ایران خارج باشند. با این حال خلبانان ایرانی توانستند با انسجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا 46 هواپیمای عراقی ( 15 تا 20 در صد از کل نیروی هوایی عراق در آن زمان) را روی زمین منهدم نمایند. این حمله به عملیات اچ 3- معروف شده است.

عملیات یورش موج انسانی نیروهای ایرانی

در بهبوحهٔ جنگ، نیروهای ایرانی به دلیل کمبود تجهیزات نظامی ولی داشتن نیروهای داوطلبی  که حاضر به از خود گذشتگی بودند، شروع به طرح و اجرای یورش موج انسانی کردند. تقریباً همهٔ عملیاتهای ایرانی، چنین آغاز می شد که ابتدا نیروهای کمتر آموزش دیده بسیجی، بی محابا از نقطه ای که گمان می رفت بتوان به داخل خطوط عراقی نفوذ، کرد به سمت خطوط دشمن حجوم می بردند( در برخی موارد آنها حتی از بدن خود برای پاک کردن میادین مین استفاده می کردند.)؛ پس از آن، نیروها که بیشتر عضو سپاه پاسداران بودند، به سمت همین خطوط تضعیف شدهٔ عراقی حمله می کردند. در نهایت، نیروهای ارتش ایران، با استفاده از تجهیزات مکانیزه، عملیات را تکمیل می کردند. یورش موج انسانی ایرانی ها، پیچیدگی های خاص خود را داشت. از جملهٔ آن می توان به   

استفاده از عنصر غافلگیری در تمام عملیات های ایران اشاره داشت که این باعث تفاوت عمدهٔ یورش موج انسانی ایرانی ها، با عملیات های یورش موج انسانی در جنگ جهانی اول می شد.

آغاز پیروزی های ایران

در شهریور 1360 خبرنگاران غربی که برای نخستین بار از سوی ایران اجازه یافته بودند از جبهه های جنگ بازدید کنند، در گزارش های خود از شور و امید به زندگی در نیروهای ایرانی خبر دادند. در طی یک عملیات سه روزه ایران موفق شد شهر آبادان را پس از حدود یک سال از محاصره خارج کند و امیدهای صدام را برای به دست آوردن سهم بیشتر از اروندرود بر باد دهد. این پیروزی آنچنان غیر منتظره بود که برخی گمان می کردند نظامیان عراقی در این جبهه علیه صدام کودتا کرده اند. همزمان نیروی هوایی تأسیسات نفتی کرکوک را در شمال عراق و دو مرکز نفتی در کویت را که واسطهٔ مبادله نفت خام عراق با محصولات سوختی بودند بمباران کرد.

در دوم فروردین 1361 ایران طی عملیات فتح المبین موفق شد مناطق استراتژیکی را از تصرف عراق خارج کند و دست کم 15000 عراقی را به اسارت بگیرد. پس از این عملیات ابتکار استراتژیک در جبهه ها به دست نیروهای ایرانی افتاده بود.

طرح عربی صلح

آزادسازی خرمشهر نقطهٔ عطف بزرگی در جنگ 8 ساله ایران و عراق بود. دو کشور با تصمیم سرنوشت ساز ادامه جنگ یا اعلام آتش بس روبرو بودند. سازمان ملل به خواست صدام به ایران اصرار کرد که آتش بس را بپذیرد. ولی موانع زیادی بر سر این آتش بس وجود داشت. عراق همچنان بر نقض معاهده الجزایر و حق حاکمیت بر اروندرود پافشاری می کرد. از سوی دیگر عراق هنوز بخشهایی از خاک ایران را در تصرف خود داشت و امام خمینی(ره) هم می خواست صدام از قدرت کنار برود . این بود که ایران آتش بس پیشنهادی در قطعنامه 514 شورای امنیت را نپذیرفت.

آزادی خرمشهر نشان از پیروزی قریب الوقوع ایران در جنگ داشت. شرایطی فراهم شده بود که ایران غرامت قابل توجهی از عراق و متحدین عرب او(به ویژه عربستان سعودی) که بشدت ترسیده بودند دریافت کنند. اسپنسرتکر در دانشنامه جنگ های خاورمیانه به طرح میانجیگرانه ای اشاره می کند که بر اساس آن عربستان سعودی پس از آزادی خرمشهر پیشنهاد نمود تا غرامت جنگ توسط کشورهای عربی به ایران پرداخته شود و عراق نیز بخشی از خاک ایران را که در تصرف داشت ترک کند. به گفته اسپنسرتکر مقامات ایرانی این پیشنهاد را رد کرده و خواهان بازگشت یکصد هزار شیعه عراقی که توسط صدام اخراج شده بودند به کشور عراق برگردند. به گفته تکر شرط دوم ایران پرداخت 150 میلیارد دلار غرامت به جای 70 میلیارد دلار پیشنهادی عربستان و شرط سوم بر کناری صدام از قدرت بود. یک ژورنال تخصصی که در سال 1984 ( دو سال پس از آزادی خرمشهر) منتشر شده است، مبلغ پیشنهادی عربستان 25 میلیارد دلار ذکر کرده است.

وابسته نظامی ایتالیا گفته: کشورهای نفت خیز منطقه مایلند شصت میلیارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است منصرف شود.

آتش بس

قطعنامه 598 درتاریخ 29 تیر ماه 1366 به تصویب رسید.

یک هفته پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، حدود 5000 نیروی سازمان مجاهدین خلق با مقادیری تجهیزات جنگی در محور غرب و از طریق شهرهای مهران و اسلام آباد غرب به ایران حمله کردند. که در کمین نیروهای ایرانی قرار گرفته و شکست خوردند که این عملیات به نام عملیات مرصاد نام گذاری شد.

پس از آتش بس

 

ایران و عراق در سال 1369 و پیش از حمله عراق به کویت، توافق صلح دو طرف آغازو روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. از همان زمان کار تبادل اسرای جنگی در پایان جنگ 8 ساله حدود 40000 ایرانی در عراق اسیر بودند. در مقابل ایران نیز حدود 70000 اسیر عراقی در اختیار داشت. که کار مبادله اسرای دو طرف تا اسفند ماه 1381 به طول انجامید.

 

حامیان عراق

در طول جنگ 8 ساله، نزدیک به 30 کشور انواع کمکهای مالی، نظامی و تجاری را به عراق اعطا کردند که عمده کمک ها از سوی این کشورها بود.

سنگاپور- ایالات متحده آمریکا- ایتالیا- آفریقای جنوبی- سوئد- رومانی- یوگسلاوی- برزیل- چین- جمهوری چک- اسرائیل- اتحاد جماهیر شوروی- عربستان سعودی- مصر- اردن- کویت- فرانسه- آلمان- لهستان...

 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic