الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


مسّ اسماء و آیات الهى‏

س 147: مسّ ضمیرهایى که به ذات بارى تعالى بر مى‌گردند مثل ضمیر جمله «بسمه تعالى» چه حکمى دارد؟

ج: ضمیر حکم لفظ جلاله را ندارد.

س 148: نوشتن اسم جلاله «اللّه» به‌صورت «ا...» مرسوم شده است. کسانى که بدون وضو این کلمه را مسّ مى‌کنند، چه حکمى دارند؟

ج: همزه و نقاط، حکم لفظ جلاله را ندارد، ومس آن بدون وضو، جایز است.

س 149: در جایى که من کار مى‌کنم در مکاتبات خود کلمه «اللّه» را به‌صورت «ا...» مى‏نویسند.آیا نوشتن الف و سه نقطه به‌جاى لفظ جلاله «اللّه» از نظر شرعى صحیح است؟

ج: از نظر شرعى مانعى ندارد.

س 150: آیا جایز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله «الله» توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خوددارى نموده و یا بصورت «ا...» نوشته شود؟

ج: مانعى ندارد.

س 151: نابینایان براى خواندن و نوشتن از خط برجسته‏اى معروف به خط بریل که با لمس انگشتان خوانده مى‏شود، استفاده مى‏کنند.

 

آیا بر نابینایان واجب است که هنگام فراگیرى قرآن کریم و مسّ اسماء طاهره که با خط برجسته بریل نوشته شده است، وضو داشته باشند یا خیر؟

ج: اگر نقاط برجسته علامت حروف هستند، حکم آن حروف را ندارند ولى اگر در نظر عرف آگاه بعنوان خط محسوب شوند در مس آنها رعایت احتیاط لازم است.

س 152: مسّ اسمهایى از قبیل عبداللّه و حبیب اللّه بدون وضو چه حکمى دارد؟

ج: مسّ لفظ جلاله بدون وضو جایز نیست، اگر چه جزیى از یک اسم مرکب باشد.

س 153: آیا جایز است که زن حائض گردنبندى را به گردن بیندازد که نام مبارک پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر آن نقش شده است؟

ج: به گردن آویختن آن اشکال ندارد، ولى بنا بر احتیاط واجب است که اسم مبارک پیامبر(صلى الله علیه وآله) با بدن تماس نداشته باشد.

س 154: آیا حرمت مسّ نوشته‏هاى قرآن بدون وضو اختصاص به موردى دارد که در قرآن کریم باشد، یا شامل مواردى که نوشته قرآنى در کتاب دیگرى یا تابلو یا دیوار و غیر آنها هم باشد، مى‏گردد؟

ج: حرمت مسّ کلمات و آیات قرآنى بدون وضو اختصاص به قرآن کریم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آیات قرآنى مى‏شود، هرچند در کتاب دیگرى یا در روزنامه، مجله، تابلو، و غیر آنها باشد.

س 155: خانواده‏اى به قصد خیر و برکت هنگام خوردن برنج از ظرفى استفاده مى‏کنند که آیات قرآنى از جمله آیةالکرسى روى آن نوشته شده است. آیا این کار اشکال دارد؟

ج: اگر با وضو باشند و یا غذا را با قاشق از ظرف بر مى‏دارند، اشکال ندارد.

س 156: آیا کسانى که به وسیله دستگاه تحریر اسماء جلاله یا آیات قرآنى و یا نامهاى معصومین(علیهم‌السلام) را مى‏نویسند، باید در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟

ج: این کار مشروط به طهارت نیست، ولى نوشته‏ها را نباید بدون وضو مسّ کرد.

س 157: آیا مسّ آرم جمهورى اسلامى ایران بدون وضوء، حرام است؟

ج: اگر در نظر عرف، اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد، اگر چه احوط ترک مس آن بدون طهارت است.

س 158: آیا چاپ آرم جمهورى اسلامى ایران بر روى اوراق ادارى و استفاده از آن در مکاتبات و غیر آن، چه حکمى دارد؟

ج: نوشتن و چاپ لفظ جلاله یا آرم جمهورى اسلامى ایران اشکال ندارد، و احوط این است که احکام لفظ جلاله در آرم جمهورى اسلامى ایران هم رعایت شود.

س 159: استفاده از تمبرهاى پستى که بر روى آنها آیات قرآنى چاپ شده است، و یا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند(عزّ وجلّ) و آیات قرآنى و یا چاپ آرم مؤسساتى که مشتمل بر آیاتى از قرآن کریم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشریاتى که همه روزه منتشر مى‏شوند، چه حکمى دارد؟

ج: طبع و نشر آیات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولى بر کسى که به دستش مى‏رسد، واجب است که احکام شرعى آنها را رعایت نماید و از بى‌احترامى و نجس کردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى کند.

س 160: در بعضى از روزنامه‏ها اسم جلاله یا آیات قرآنى نوشته مى‏شود، آیا پیچاندن غذا با آنها، یا نشستن بر آنها و یا استفاده از آنها به جاى سفره و یا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راههاى دیگر، جایز است یا خیر؟

ج: استفاده از این روزنامه‏ها در مواردى که از نظر عرف، بى‌احترامى شمرده شود جایز نیست و اگر بى‌احترامى محسوب نشود اشکال ندارد.

س 161: آیا مسّ نقش کلمات روى انگشترها، جایز است؟

ج: اگر از کلماتى باشد که شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جایز نیست.

س 162: انداختن چیزى که مشتمل بر نامهاى خداوند است در نهرها و جوى‏ها چه حکمى دارد؟ آیا این عمل اهانت محسوب مى‏شود؟

ج: اگر انداختن آنها در نهرها و جویبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشکال ندارد.

س 163: آیا هنگام انداختن اوراق امتحانى تصحیح شده در زباله یا آتش زدن آنها، باید اطمینان حاصل شود که نامهاى خداوند و اسامى معصومین(علیهم‌السلام) در آنها نباشد؟ آیا دور انداختن اوراقى که در یکى از دو طرف آن چیزى نوشته نشده است، اسراف محسوب مى‏شود یا خیر؟

ج: فحص و بررسى لازم نیست و هنگامى که وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشکال ندارد. اما اوراقى که امکان استفاده از آن در صنعت کارتن سازى و مانند آن وجود دارد و یا بر یک طرف آن نوشته شده است و طرف دیگر آن قابل استفاده براى نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالى از اشکال نیست.

س 164: اسامى مبارکى که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوى آنها حرام است، کدامند؟

ج: مسّ اسماء و صفات مخصوص ذات بارى تعالى بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاى انبیاء عظام و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) به نامهاى خداوند متعال، در حکم مذکور است.

س 165: راههاى شرعى محو کردن اسماء مبارک و آیات قرآنى هنگام نیاز کدامند؟ سوزندان اوراقى که در آن اسم جلاله و آیات قرآنى نوشته شده است، هنگام ضرورت براى حفظ اسرار چه حکمى دارد؟

ج: دفن آنها در خاک و یا تبدیل آنها به خمیر به وسیله آب اشکال ندارد. ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بى‌احترامى محسوب شود، جایز نیست، مگر در صورتى که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آیات قرآنى و نامهاى مبارک امکان نداشته باشد.

س 166: قطعه قطعه کردن اسماء مبارکة و آیات قرآنى به مقدار زیاد به‌طورى که حتى دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غیر قابل خواندن شوند، چه حکمى دارد؟ آیا در محو کردن اسماء مبارکه و آیات قرآنى و ساقط شدن حکم آنها، تغییر صورت خطى آنها با حذف و اضافه کردن حروف، کافى است؟

ج: تقطیع به نحو مذکور اگر بى‌احترامى محسوب شود جایز نیست و در غیر این صورت نیز اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آیات قرآنى نشود، کافى نیست، همچنان که تغییر صورت خطى کلمات با اضافه یا کم کردن بعضى حروف نیز باعث زوال حکم شرعى حروفى که به قصد نوشتن لفظ جلاله به کار رفته‏اند، نمى‏شود. بلى، زوال حکم بر اثر تغییر حروف به نحوى که ملحق به محو حروف گردد، بعید نیست، هرچند احتیاط، اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.

 

احكام غسل جنابت‏

س 167: آیا شخص جنب مى‏تواند در صورت تنگى وقت با تیمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند یا این که باید بعد از تطهیر و غسل، نماز را قضا نماید؟

ج: اگر وقت به مقدارى نیست که بدن و لباسش را تطهیر کند و یا لباس خود را عوض نماید و به علت سردى هوا و مانند آن نمى‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، باید نماز را با تیمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. این نماز مجزى است و قضاى آن بر او واجب نیست.

س 168: آیا رسیدن منى به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن مى‏شود؟

ج: در این صورت جنابت محقق نمى‏شود.

س 169: آیا بر زنان پس از انجام معاینات داخلى با وسائل طبى غسل واجب مى‏گردد؟

ج: تا زمانى که منى خارج نشود، غسل واجب نیست.

س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگیرد، ولى منى خارج نشود و زن نیز به مرحله اوج لذت نرسد، آیا غسل فقط بر زن واجب است یا فقط بر مرد یا بر هر دو؟

ج: با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است.

س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتى غسل جنابت بر آنان واجب مى‏شود؟ و آیا رطوبتى که هنگام ملاعبه و شوخى با همسر از آنان خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟ و آیا بدون سست شدن بدن و رسیدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مى‏شود؟ به‌طور کلى در زنان بدون نزدیکى، جنابت چگونه تحقق مى‏یابد؟

ج: اگر زن به اوج لذت جنسى برسد و در آن حال مایعى از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مى‏شود و اگر شک کند که به این مرحله رسیده یا نه و یا شک در خروج مایع داشته باشد، غسل واجب نیست.

س 172: آیا خواندن کتاب و یا دیدن فیلمهایى که موجب تحریک شهوت مى‏شود، جایز است؟

ج: جایز نیست.

س 173: اگر زن بعد از نزدیکى همسرش با وى، در حالى که منى در رحم او باقى مانده است، بلافاصله غسل نماید و بعد از غسل، منى از رحم خارج شود، آیا غسل او صحیح است؟ آیا منى خارج شده بعد از غسل، پاک است یا نجس و موجب جنابت مجدد مى‏شود یا خیر؟

ج: غسل او صحیح است و رطوبتى که بعد از غسل از او خارج مى‏شود، اگر منى باشد نجس است، ولى اگر منى مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمى‏شود.

س 174: مدتى است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام، به‌طورى که با همسرم نزدیکى نمى‏کنم. با این حال حالتى غیرارادى به من دست مى‏دهد که گمان مى‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتى هر روز دو یا سه بار غسل مى‏کنم، و این شک مرا آزار مى‏دهد، تکلیف من چیست؟

ج: با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر این که رطوبتى از شما خارج شود که همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد یا یقین به خروج منى داشته باشید.

س 175: آیا غسل جنابت در حال حیض صحیح است، به‌طورى که مسقط تکلیف زن جنب باشد؟

ج: صحّت‏ غسل در فرض مذکور محل اشکال است.

س 176: اگر زن در حال حیض، جنب یا در حال جنابت حایض شود، آیا بعد از پاک شدن از حیض هر دو غسل بر او واجب است؟ یا این که با حدوث جنابت در حال حیض، غسل جنابت بر او واجب نیست زیرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟

ج: در هر دو صورت، علاوه بر غسل حیض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جایز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، لیکن احوط این است که نیت هر دو غسل را بنماید.

س 177: در چه صورتى حکم مى‏شود که رطوبت خارج شده از مرد منى است؟

ج: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم منى را دارد.

س 178: گاهى اثر گچ یا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏هاى دست و پا مشاهده مى‏شود که در حمام هنگام غسل دیده نمى‏شد، ولى بعد از خروج از حمام و دقت، سفیدى صابون یا گچ آشکار مى‏شود. در این حال تکلیف چیست؟ در حالى که بعضى از افراد هنگام غسل و وضو به این مسأله جاهل هستند و یا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمى‏شود.

ج: مجرد وجود اثر گچ یا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو یا غسل نمى‏رساند، مگر این که داراى جرمى باشد که مانع از رسیدن آب به بشره شود.

س 179: یکى از برادران مى‏گوید صحّت‏ غسل مشروط به تطهیر بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهیر آن از منى یا غیر آن در اثناى غسل باشد موجب بطلان غسل مى‏شود. بر فرض صحّت‏ گفته او و با توجه به این که من جاهل به این مسأله بوده‏ام، آیا نمازهاى گذشته من باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟

ج: پاک بودن تمامى بدن قبل از غسل واجب نیست، بلکه پاک بودن هر عضوى هنگام غسل آن کافى است. بنا بر این اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهیر شده باشد، غسل و نمازى که با آن خوانده شده، صحیح است. ولى اگر عضو نجس قبل از
غسل‏آن تطهیر نشود، و با یک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نماید، غسل باطل است و نمازى که با چنین غسلى خوانده، باطل و قضاى آن واجب است.

س 180: آیا رطوبتى که از انسان در حال خواب خارج مى‏شود، حکم منى را دارد؟ با آنکه مى‏دانیم هیچ‌یک از علامتهاى سه‌گانه (جستن، شهوت و سستى بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمى‏شود مگر وقتى که بعد از بیدارى لباس‌هاى زیر خود را مرطوب ببیند.

ج: اگر علائم سهگانه یا یکى از آنها وجود نداشته باشد و یا شک در آن باشد، حکم منى را ندارد مگر اینکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.

س 181: جوانى هستم که در خانواده فقیرى زندگى مى‏کنم و منى به دفعات زیاد از من خارج مى‏شود و خجالت مى‏کشم از پدرم تقاضاى پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداریم. تقاضا مى‏کنم مرا راهنمایى فرمایید.

ج: در انجام تکلیف شرعى، حیا معنى ندارد. حیا، عذر شرعى براى ترک واجب نیست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امکان ندارد، وظیفه شما براى نماز و روزه، تیمم بدل از غسل است.

س 182: اینجانب با مشکلى مواجه هستم، مشکل من این است که شستن بدنم، هرچند با یک قطره آب، براى بدنم ضرر دارد، حتى مسح هم همین طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض دیگر، تپش قلبم زیاد مى‏شود، آیا با این وضعیت براى من جایز است با همسرم مقاربت نموده و براى چندین ماه تیمم بدل از غسل نمایم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟

ج: ترک مقاربت بر شما واجب نیست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظیفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تیمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کریم و بقیه اعمالى که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد.

س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب یا مستحب، واجب است یا خیر؟

ج: استقبال قبله در وقت غسل واجب نیست.

س 184: آیا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قلیل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحیح است؟

ج: در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعى ندارد.

س 185: اگر از کسى که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آیا باید دوباره غسل نماید یا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگیرد؟

ج: حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت‏ غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نیست که غسل را از نو شروع کند، ولى چنین غسلى کفایت از وضو براى نماز و سایر اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏کند.

س 186: اگر رطوبت غلیظى که شبیه منى است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مى‏کند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آیا حکم منى را دارد؟

ج: حکم منى بر آن مترتب نیست، مگر این که یقین به منى بودن آن حاصل شود یا این که هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد.

س 187: کسى که غسلهاى متعددى اعم از واجب یا مستحب بر ذمّه او باشد، آیا یک غسل، کفایت از غسل‏هاى دیگر مى‏کند؟

ج: اگر به نیت همه آنها یک غسل بجا آورد، کفایت مى‏کند و اگر در بین آنها غسل جنابت باشد و به نیت آن غسل کند، از بقیه غسلها هم کفایت مى‏کند. اگر چه احتیاط این است که همه آنها را نیّت نماید.

س 188: غیر از غسل جنابت، آیا بقیه غسلها هم کفایت از وضو مى‏کنند؟

ج: کفایت نمى‏کنند.

س 189: به نظر شریف جنابعالى آیا در غسل جنابت جریان آب بر بدن شرط است؟

ج: ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جریان آب بر بدن شرط نیست.

س 190: کسى که مى‏داند اگر با نزدیکى با همسرش خود را جنب کند، آبى براى غسل کردن نمى‏یابد و یا وقت براى غسل و نماز ندارد، آیا مى‏تواند با همسرش نزدیکى نماید؟

ج: در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تیمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزدیکى کند.

س 191: آیا در غسل جنابت مراعات ترتیب بین سر و سایر اعضاى بدن کافى است یا این که باید بین طرف راست و چپ بدن هم ترتیب رعایت شود؟

ج: ترتیب بین دو طرف بدن نیز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ باید مراعات شود.

س 192: آیا هنگام غسل ترتیبى مانعى دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نیت غسل ترتیبى نموده و آن را بجا آورم؟

ج: شستن پشت و یا هر عضوى از اعضاى بدن قبل از نیت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کیفیت غسل ترتیبى به این صورت است که بعد از تطهیر بدن باید نیت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس طرف راست بدن و در مرحله سوم طرف چپ بدن باید شسته شود.

س 193: آیا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهایش را هم بشوید؟ و آیا با توجه به این که آب به تمام پوست سر رسیده است، نرسیدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مى‏شود؟

ج: بنا بر احتیاط واجب، باید تمام مو شسته شود.

 

احكام غسل باطل‏

س 194: کسى که به سن تکلیف رسیده ولى جاهل به وجوب غسل و کیفیت آن بوده و بعد از گذشت مدتى در حدود ده سال متوجه مسأله تقلید و وجوب غسل بر او شده است، چه حکمى دارد؟ وظیفه او نسبت به قضاى نمازها و روزه‏هاى گذشته‏اش چیست؟

ج: قضاى نمازهایى که در حال جنابت خوانده، بر او واجب است، و همچنین قضاى روزه هم در صورتى که مى‏دانسته جنب است، ولى جاهل به وجوب غسل بر جنب براى روزه گرفتن بوده، بر او واجب است.

س 195: جوانى بر اثر نادانى قبل از چهارده سالگى و بعد از آن، اقدام به استمناء مى‏کرده که بر اثر آن از او منى خارج مى‏شده، ولى نمى‏دانسته که خروج منى باعث جنابت مى‏شود و باید براى نماز و روزه غسل کند، تکلیف او چیست؟ آیا براى مدتى که استمناء مى‏کرده و منى از او خارج مى‏شده، غسل بر او واجب است؟ آیا نماز و روزه‏هاى او از گذشته تا حال که در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟

ج: براى هرچند بار خروج منى اگر تا به حال غسل نکرده است یک غسل جنابت کافى است، و باید همه نمازهایى را که یقین دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نماید. و اگر این عمل در شب‌هاى ماه رمضان انجام گرفته و جاهل به موضوع جنابت بوده، روزه‏هاى او قضا ندارد و محکوم به صحّت‏ است. ولى اگر عالم به خروج منى و جنابت بوده و نمى‏دانسته که براى صحّت‏ روزه، غسل بر او واجب است، باید روزه همه روزهایى را که در حال جنابت گرفته است قضا نماید.

س 196: شخصى که بعد از جنابت، غسل خود را به‌طور باطل و اشتباه انجام مى‏دهد، با توجه به جهل او به این مسأله، نمازهایى را که با این غسل مى‏خواند، چه حکمى دارند؟

ج: نماز با غسل باطل، باطل است و باید اعاده یا قضا شود.

س 197: به قصد انجام یکى از غسل‏هاى واجب غسل کردم. پس از خروج از حمام شک کردم که آیا ترتیب را رعایت کرده‏ام یا نه، و چون احتمال مى‏دادم که نیّت ترتیب کافى است، دوباره غسل نکردم. اکنون در کارم متحیّر هستم، آیا قضاى همه نمازهایى که خوانده‏ام، واجب است؟

ج: اگر احتمال صحّت‏ غسل را مى‏دهید و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحّت‏ غسل معتبر است بوده‏اید، چیزى بر عهده شما نیست. بله، اگر یقین به بطلان غسل پیدا کنید، قضاى همه نمازها بر شما واجب است.

س 198: من غسل جنابت را به این ترتیب انجام مى‏داده‏ام که ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مى‏شستم. در سؤال و تحقیق در این زمینه هم کوتاهى کرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارند؟

ج: غسل به کیفیت مذکور باطل است و موجب رفع حدث نمى‏شود. لذا نمازهایى که با چنین غسلى خوانده شده، باطل و قضاى آنها واجب است. ولى روزه‏ها با فرض اینکه معتقد به صحّت‏ غسل به‌صورت مذکور بوده‏اید و بقاى شما بر جنابت، عمدى نبوده است، محکوم به صحّت‏ است.

س 199: آیا خواندن سوره‏هایى که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است؟

ج: از جمله کارهایى که بر جنب حرام است، خواندن خصوص آیات سجده این سوره‏ها است، ولى خواندن سایر آیات از این سوره‏ها اشکال ندارد.





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات