الهم عجــــــــــــل لـولیـک الفـــــــــــــــرج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
دعای فرج

دریافت کد لوگو

شهادت طلب | بیمه مرکزی
پزشکی | کرمان
پاپو | کبوتران زمینی
کد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )

رهبرم سید علی

کد ذکر ایام هفته

قالب بلاگفا

اللهم عجل لولیک الفرج

سایت خدماتی بیست تولز


روزشمار فاطمیه

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زما(عج) صلوات

سایت خدماتی بیست تولز

پخش زنده حرم آیه قرآن



در این وبلاگ
در كل اینترنت
PageRank


«در فتنه ها»

«قَالَ عَلِیٌّ (ع): کُن فِی الفِتنَةِ کَابنِ اللَّبونِ، لا ظَهرٌفَیُرکَبَ، وَلا ضَرعٌ فَیُحلَبَ.»

«در آشوب ها همچون بچه شتر دو ساله باش؛ نه پشتی که سوار شوند ونه پستانی که بدوشند.»

آیا تاکنون مَثَل و تعبیرهای روز مره ای چون (فلانی را دست انداخته اند، طرف فیلم شده است، پشت پرده چه خبراست، این یک روی سکه است)و امثال این را شنیده اید؟

آیا تاکنون این تعبیرها به گوش شما رسیده است (کلاف سردر گم، شیر توشیر، سروته یک کرباس؟!)

آیا تاکنون پشت صحنۀ فیلمی را دیده اید که چگونه در آن یک حادثه طرّاحی و ارائه می شود و بینندۀ فیلم را به واقعی بودن آن معتقد می سازد؟

«فتنه» نیزبی شباهت به یک فیلم نیست. غوغایی به راه می افتد، حرکتی سر در گم آغاز می شود،همه در هم فرو می روند،فریادها بلند می شود،تعدادزیادی وارد گود می گردند و تلاشی سردرگم به وجود می آید. پس از آن که آبها از آسیاب می افتد و همه به خود می آیند و چشم وگوش خود را باز می کنند متوجّه می شوندکه همه چیز بازی بوده؛ گروهی صحنه ای را طرّاحی کرده اند؛ مسأله ای را ساخته اند؛ دوستی ها و دشمنی ساختگی به وجود آورده اند؛سود خود را برده اند، بر گُردۀ گروهی سوار شده اند و گروهی دیگر را چون گاوی پر شیر دوشیده اند و آسیب های جبران ناپذیری پدید آورده اند.

انسانهای آگاه و تیز هوش همواره تلاش می کنند در دام چنین طرح هایی گرفتار نیایند. اگر توانستند دیگران را نیز بیدار می کنند وگرنه خود در کنار گود می ایستند و تماشاگر صحنه می شوند و از آن درس عبرت می گیرند.

امّا توده های ناآگاه و ظاهر بین همواره غریقان این قبیل باطلاق های کدر و ژرف هستند. چه بسیار انسانهای نا آگاه که در دام فتنه ها گرفتارآمده و اندکی پس از پایان یافتن آشوب به گورستان فراموشی سپرده شده اند! چه اندیشه های ژرف و تحوّل آفرین که در لابلای سنگ آسیاب جهل و فتنه نابود شده اند! چه بسیاری خردمندان و مصلحان بزرگ که به نیرنگ فتنه گران، در زیر پای نادانی و تحریک پذیری توده های بازی خورده از بین رفته اند!

به راستی اگر توده های مردم نتوانستند چشم فتنه را در آورند؛ دست کم به توصیۀ حضرت علی(ع) در فتنه ها به کنار باشند و به سان بچه شتری دوساله نه زیر رکاب فتنه گران در آیند و نه سینه های پر شیری برای دوشیده شدن در اختیار بگذارند چه قدر چهرۀ زندگی عوض خواهد شد! آشوب طلبان بازار گرم خود را از دست خواهند داد، طرّاحان سود جو دست به دامان فتنه نخواهند شد و تودۀ مردم در آسایش، آرامش و خردمندی زندگی خواهند کرد.

همواره چنین باش: خردمند، تیزهوش و دور اندیش! بی آنکه از آغاز و انجام حرکتی اطلاع کافی داشته باشی پا به میدان مگذار! همواره تاریخ فتنه ها را بخوان و از آنها پند بگیر؛ اوّلین کسی مباش که وارد گود می شود و آخرین نیز مباش که از صحنه کنار می رود. هرجا که به فکر فتنه و آشوب بودن جریانی آگاه شدی، خود را کنار بکش و مگذار آخرین رمقهایت توسّط فتنه آفرینان گرفته شود. همیشه این کلام مولا علی(ع) را آویزۀ گوش کن که:«در آشوب ها همچون بچه شتر دو ساله باش؛ نه پشتی که سوار شوند ونه پستانی که بدوشند.»

(چهل حدیث علوی – مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی ـ ص 9)

پاورقی: نهج البلاغه، حکمت 1.«بر اساس ترتیب نهج البلاغه دکتر شهیدی»

 

«رفتار با مردم»

 

«قَالَ عَلِیٌّ (ع): خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إن مُتَّم مَعَهَا بَکَواعَلَیکُم، وَإن عِشتُم حَنُّوا إلَیکُم»

با مردم چنان رفتار کنید که اگر مردید بر شما اشک ریزند و اگر زنده بودید بر شما مهر ورزند.

آیا تا کنون در جمع های دوستانه یا خانوادگی از بدی یا خوبی شخصی سخنی شنیده اید؟ آیا با داستانهایی که از خوش رفتاری ها و خوبی های فردی در گذشته، نقل می کنند یا از بریها و آزارهای فردی دیگر آشنا هستید و

 

 

آیا شنیده اید که چگونه در یادکرد گروه نخست، طلب رحمت و آمرزش را بدرقۀ راهش می سازند و در پی یاد آوری گروه دوم با نوعی ترحّم معنادار می گویند: خدا از تقصیراتش بگذرد؟!

آیا کسانی که مردم در زندگی خود بر گردشان حلقه می زنند و از آنان به بزرگی یاد می کنند را می شناسید؟ و مردمی را که حتی اقوام نزدیک و همسایگان دیوار به دیوارشان علاقه ای به رفت و آمد با آنان ندارند؟! آیا شما گروه نخست را تحسین نمی کنید؟ آیا از گروه دوم بیزار نیستید؟

شما در این کار تنها نیستید. همه چنین هستند؛ حتی آنانی که خود مورد نفرتند دوست ندارند منفور باشند. علاقه محبوب شدن در نهاد همه وجود دارد. آنکه نمی خواهد محبوب دیگران قرار گیرد بی گمان از سلامت روحی و روانی لازم برخوردار نیست. تو که «خوبی» را تحسین می کنی و از«بدی» نفرت داری و می خواهی همواره مورد احترام باشی و محبوب دیگرانواقع شوی، در زندگی، مردم بر گردت حلقه زنند و پس از مرگ بر فقدانت اشک ریزند، از روانی سالم و درست برخوردارری. پس چنین باش و راه کار آن را به دست آور. در رفتا و گفتار آنانی که به چنین جایگاهی دست یافته اندبیندیش تا روش خوب بودن و محبوب شدن را بیاموزی.

آری!کسانی که در زندگی و پس از آن محبوب و دوست داشتنی باقی می مانند،کسانی هستند که همواره چهره ای گشاده و بشّاش دارند و خشم نمی گیرند؛ گذشت و فداکاری بسیار می کنند؛ از کمک و رفع نیاز دیگران دریغ نمی ورزند؛ کینۀ افراد را به دل نمی گیرند؛ در اندیشۀ آزار رسانی نیستند، از اطرافیان خود غافل نمی مانند؛ از رنج دیگران و از شادی آنان در سرور می باشند؛ هیچ گاه در پی فتنه انگیزی نیستند و همواره در جهت ایجاد صلح و صفا گام بر می دارند و در هر کارخیری پیش قدم اند.

اگر تو نیز میخواهی فردی دوست داشتنی باشی، خود را به این قبیل رفتارها عادت بده؛ به خود بقبولان که می توانی انسانی خوب باشی، این اولین قدم است. اگر این گام را به استواری برداری به حتم گامهای دیگر را هم خواهی برداشت. بپذیرکار دشواری نیست. تنها به اراده ای قوی و آگاهی از خوبی ها و بدی ها نیاز داری؛ چیزی که می توان به دست آوری.

از هم اکنون تصمیم بگیر چنان زندگی کنی که اگر سالهای سال زنده ماندی همه بر گردت حلقه زنند و اگر رخت از جهان بربستی همه در فراقت اشک ریزند.

«گذشت قهرمانانه»

 «قَالَ عَلِیٌّ (ع): إذَا قَدَرتَ عَلَی عَدُوَّکَ فَاجعَلِ العَفوَعَنهُ شُکراً لِلقُدرَةِ عَلَیهِ.»

اگر بر دشمنت چیره گشتی،بخشیدن وی را سپاس چیرگی بر او قرار ده.

حتماً شما نیز داستانهای پهلوانان را شنیده اید؟ پهلوانان لگد بر افتاده نمی زنند. هنگامی که بر دشمن چیره شوند چنان بزرگوارانه از گناهش در می گذرند که گویی هیچ خطایی از وی سر نزده است، و اگر دست نیاز به سویشان دراز کنند، آنان را بلند کرده تا بار دیگر زندگی را تجربه کنند تا شاید لذّت جوانمردی را بچشند.

انتقام از دشمن افتاده، خصلت پهلوانان نیست؛ چرا که آنان ناتوان نیستند و انتقام کار ناتوانان است. آن که تنها لذّت انتقام را چشیده است هیچ گاهنمی تواند لذّت گذشت قهرمانانه را درک کند. شما نیز حتماً داستان پیامبر اکرم(ص) را در فتح مکّه شنیده اید. راستی چه لذّتی را آن حضرت در گذشت مقتدرانه دیده بود که چنان بزرگوارانه از سرسخت ترین دشمن خود یعنی ابوسفیان و زن خونخوار او هند گذذشت کرد و نه تنها آنان را بخشید که خانه قاتل عزیزترین عمو و یار خود حمزه را پناه گاه اعلام داشت.

شما که پیرو آن حضرت(ص) هستی بکوش تا گذشت قهرمانانه را درک کنی.

 گذشت قهرمانانه، احساس شخصیت و بزرگی را در وجود تو زنده می کند. قدرت روحی تو را بالا می برد. تسلّط بر خشم و غضب را در وجودت بارور می سازد و تورا در تصمیم گیری های بزرگ یاری می کند.

انسان انتقام گیر همواره در درون خود در رنج و عذاب است و تلاشهای انتقام جویانۀ او را در واقع سر وشی بر احساس درونیش می باشد. فرق بین انسان پر گذشت و انسان انتقام جو در آن است که اولی به هدایت و اصلاح مخالف خود می اندیشد و دومی به مخفی کردن احساس نیاز و کمبود خود.

اولی از توانمندی و قدرت خود اطمینان خاطر و دوی در توان خویش تردید دارد و حتی از این که دیگران قدرت وی را باور داشته باشند، در اشک است.

اگر می خواهی در برابر توانمندی ای که خداوند به تو عنایت کرده سپاس گذارباشی جدال درگیری با دشمنت را تا مرحلۀ پیروزی بر او بده و پس از آن، دست یاری و هدایت به سویش دراز کن تا باز تاب قدرت خود را در توان مند شدن صالحانه مخالف خویش تماشا کنی.

 

 (چهل حدیث علوی – مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی ـ ص 14-12-9 )

پاورقی: نهج البلاغه، حکمت 11و1

 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات